تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
من فرمانبردارى كنيد و مطيع باشيد ؟ گفتند : چرا . گفت : مگر چنين نيست كه اگر به شما دستورى بدهم بايد اطاعت كنيد ؟ گفتند : چرا . گفت : من به شما دستور مىدهم كه در اين آتش بپريد ! بعضى از آنها برخاستند و دامن‌هايشان را به كمر بستند تا در آتش بپرند ، اما وى با خنده گفت : بنشينيد ، با شما شوخى مىكردم ! پس از آنكه وارد مدينه شدند ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رفتند و اين حادثه را هم ذكر كردند . آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : « هر يك از فرماندهان كه شما را به انجام معصيتى دستور داد ، از او اطاعت نكنيد . » « 1 »

سريهء على عليه السلام به بنى طىّ

در ربيع الثانى سال نهم ، على عليه السلام را به سوى بنى طى از خاندان حاتم طايى و پسرش عدىّ فرستاد . آنها بتى داشتند كه فَلْس ناميده مىشد . اين بت در خانه‌اى قرار داشت و به او لباس و سه زره پوشانده بودند و سه شمشير به نام‌هاى : رسوب ، مخذم و يمانى به وى حمايل كرده بودند . « 2 » واقدى خبر آن را با سند خود از محمد بن عمر بن على عليه السلام چنين روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه و آله على بن ابيطالب عليه السلام را به سوى بت فلس اعزام كرد تا آن را منهدم كند و به بنى طى شبيخون بزند . صد و پنجاه نفر از انصار همراه وى بودند و حتى يك مهاجر با آنها نبود . « 3 » آنان پنجاه شتر و پنجاه اسب داشتند و پيامبر صلى الله عليه و آله يك پرچم سفيد و يك عَلَم سياه براى آن حضرت عليه السلام بست . او پرچم را به جبّار بن صخر سُلَّمى و عَلَم را به سهيل بن حُنيف داد و همراه با راهنمايى از بنى أسد به نام حُريث « 4 » حركت كرد . عدى بن حاتم طايى جاسوسى در مدينه داشت . هنگامى كه او از اين سريه آگاه شد ، به سرعت عدى را باخبر كرد و او به سوى شام فرار كرد . « 5 »
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 289 ؛ مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 983 - 984 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 988 . ( 3 ) . اين از تدابير پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و براى احترام به حاتم طايى بوده است ، زيرا انصار از بهترين و فقيه‌ترين مسلمانان بودند و اگر تازه مسلمانان يا حتى مهاجرانى از قبيل خالد بن وليد را به اين سريه مىفرستاد چه بسا كه فجايعى به بار مىآوردند . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 984 - 985 . ( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 988 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 663 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى