جواب داد : عايشه از من عيبجويى مىكند و مىگويد : اى يهوديهء يهودىزاده !
آن حضرت صلى الله عليه و آله به وى فرمود : آيا نگفتى كه پدرم هارون و عمويم موسى و شوهرم محمد صلى الله عليه و آله است ؟ !
همچنين روزى عايشه با حفصه بود كه ام سلمه از كنارشان گذشت . او قد كوتاهى داشت . عايشه با دست اشاره كرد كه او قد كوتاهى دارد . « 1 » و مىخواست از او عيبجويى كند . در اين حال ام سلمه شالى را به سرش بسته و دو طرف آن را بر شانههايش انداخته بود . چون دستكهاى شال بلند بود ، بر زمين كشيده مىشد . عايشه به حفصه گفت : ببين چه چيزى در عقب او بر زمين كشيده مىشود ، گويى كه مثل زبان سگ است « 2 » !
پس وحى الهى نازل شد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » « 3 » ؛
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، نبايد قومى ، قوم ديگر را ريشخند كند ، شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى ، زنان ديگر را ريشخند كنند شايد ، آنها از اينها بهتر باشند و از يكديگر عيب مگيريد و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد ؛ چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان و هر كه توبه نكرد ، آنان خود ستمكارند .
غيبت ممنوع
پدران حفصه و عايشه با سلمان در سفرى همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بودند . آن دو سلمان را پيش آن حضرت صلى الله عليه و آله فرستادند تا غذايى برايشان بفرستد .
نگهدارندهء بار و اثاثيه پيامبر صلى الله عليه و آله اسامة بن زيد بود . آن حضرت صلى الله عليه و آله سلمان را پيش اسامه فرستاد .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 9 ، ص 203 ؛ و اسباب النزول ، ص 330 .
( 2 ) . همان ، ج 9 ، ص 202 ؛ اسباب النزول ، ص 330 .
( 3 ) . حجرات ( 49 ) ، 11 .