تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
در روز هفتم گوسفندى را براى او عقيقه كرد و سپس سرش را تراشيد و به اندازهء وزن موى سرش ، نقره به فقرا بخشيد و دستور داد كه موهاى سرش را دفن كنند . آنگاه او را براى شيرخوارگى به امّ برده ، دختر منذر و همسر براء بن أوس انصارى خزرجى سپرد . او گاهى پيش ام برده مىرفت و مدتى آنجا مىماند تا پسرش را ببيند . پس از مدتى او را براى شيرخوارگى به ام سيف ، همسر ابىسيف از موالى مدينه سپرد . « 1 » اگرچه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله به خاطر درگذشت دخترش زينب بسيار اندوهگين شده بود ، اما خدا او را با ميلاد پسرش ابراهيم خوشحال كرد . اگرچه اين ميلاد با تهمت‌ها و دروغ‌هايى از سوى اهل افك و منافقان همراه بود ؛ چنان كه آن حضرت صلى الله عليه و آله مىفرمود : « پيامبران الهى بيشتر از همه به گرفتارى و مشكلات مبتلا مىشوند و سپس كسانى كه شبيه انبيا هستند و سپس كسانى كه به آن‌ها نزديك‌ترند « 2 » » . گويى خداوند او را تسلاى خاطر مىدهد ، آنجا كه مىفرمايد : « لا تحسَبُوهُ شراً لَكُم بَلْ هُوَ خَيرٌ لَكُمْ « 3 » » ؛ آن را براى خودتان شر به حساب نياوريد ، بلكه براى شما خير است .

وجوب حجاب

آيه‌هاى 30 و 31 مربوط به وجوب حجاب هستند . خداوند مىفرمايد : بر مردان واجب است كه دامن‌هاى خود را پاك نگاه دارند و به نامحرمان نگاه نكنند و بر زنان مؤمن واجب است كه به نامحرمان نگاه نكنند و موهاى سر و گلوى خود را بپوشانند تا زينت‌هايشان ديده نشود . در شأن نزول اين دو آيه ، مرحوم كلينى در كافى با سند خود از امام باقر عليه السلام روايت كرده است : « جوانى از انصار در كوچه‌هاى مدينه زنى را ديد كه پيش مىآيد . او به چشم چرانى پرداخت و پس از آن‌كه زن از مقابلش رد شد ، به دنبال وى راه افتاد و از پشت او را تماشا مىكرد ! در اين حال استخوان يا چوبى كه به ديوار كوبيده شده بود ، به صورتش گير كرد و آن را پاره كرد . زن برگشت و ديد كه خون
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 183 به نقل از المنتقى ، يعقوبى ، در ج 2 ، ص 87 و طبرى در ج 3 ، ص 95 بيشتر اين مطلب را از واقدى در غير مغازى نقل كرده‌اند . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 252 . ( 3 ) . نور ( 24 ) ، 11 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 643 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى