خبر از خوارج
شيخ مفيد مىنويسد : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله غنائم حُنين را تقسيم كرد ، مردى شانه خميده و قد بلند كه اثر سجده در پيشانىاش پيدا بود ، پيش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و سلام عام كرد [ السلام عليكم ] و بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به طور خاص سلام نكرد . سپس پرسيد : غنائم را چگونه تقسيم كردى ؟ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پرسيد : تو چگونه ديدى ؟ جواب داد : نديدم كه عدالت را رعايت كرده باشى ! رسول خدا صلى الله عليه و آله خشمگين شد و فرمود : واى بر تو ! اگر عدالت نزد من نباشد ، پس نزد چه كسى است ؟ ! مسلمانان پرسيدند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آيا او را بكشيم ؟ ! فرمود : « خير ، او را رها كنيد . به زودى او پيروانى پيدا مىكند كه همانند تيرى كه از كمان بيرون مىرود ، از دين بيرون مىروند و خداوند آنها را بعد از من به دست محبوبترين بندهء خود به قتل مىرساند » . « 1 »
ابن اسحاق از ابو جعفر امام محمد باقر عليه السلام و از محمّد بن عّمار ياسر از عبدالله بن عمرو بن عاص سَهْمى روايت مىكند : وى مردى از بنى تميم بود كه به وى ذوخُويَصِره مىگفتند . عمر بن خطاب عرض كرد : اى رسول خدا ، آيا او را نكشم ؟ ! پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : او را رها كن . به زودى او پيروانى پيدا خواهد كرد كه آنچنان در دين فرو مىروند كه از آن بيرون مىشوند ؛ چنان كه تير از كمان بيرون مىرود . آنگاه تيرانداز به چوبك تير نظر مىكند و چيزى نمىبيند ، سپس به پيكان نظر مىكند و چيزى نمىبيند و سپس به پايين تير نظر مىكند و چيزى نمىبيند ، در حالى كه تير از بين گوشت و خون عبور كرده است . « 2 »
طلب آمرزش براى انصار
مرحوم كلينى در كافى با سند خود از زراره از امام باقر عليه السلام روايت مىكند : انصار به خاطر توزيع نامساوى غنائم ناراحت شدند ، براى همين پيش سعد بن عباده جمع شدند . در اين حال رسول خدا صلى الله عليه و آله از كنار آنها گذشت . سعد عرض كرد : اى پيامبر خدا ، آيا اجازه مىفرماييد صحبتى با شما داشته باشم ؟
فرمود : بله . عرض كرد : اگر دربارهء تقسيم اين غنائم چيزى را خدا نازل كرد و شما را بدان امر كرده
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 148 - 149 .
( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 139 ، مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 949 .