مشورت با سلمان
واقدى مىنويسد : رسول خدا صلى الله عليه و آله با اصحاب خود به مشورت پرداخت . سلمان فارسى عرض كرد : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله به نظر من بهتر است كه با منجنيق قلعهء آنها را بكوبيم . با منجنيق قلعهء طائف را هدف گرفتند . « 1 » و پس از آن مسلمانان سعى كردند از دو دستگاه تانك كه با پوست گاو پوشانده شده بود ، استفاده كنند . براى همين چند نفر زير آن رفتند و به ديوار نزديك شده و به خراب كردن آن پرداختند ؛ امّا ثقفىها گلولههاى آغشته و شعلهور شده را به روى تانكها پرتاب كردند . در نتيجه هر دو تانك آتش گرفت و مسلمانان مجبور شدند كه از زير آنها فرار كنند . به دنبال آن در تيررس ثقفىها قرار گرفته و عدهاى كشته شده و عدهاى زخمى گشتند . رسول خدا صلى الله عليه و آله براى تضعيف روحيهء دشمن فرمود : هر نفر پنج درخت انگور ثقفىها را قطع كند به دنبال آن مسلمانان با جديّت و شدّت به قطع درختان انگور پرداختند . در همين ايام يكى از ثقفىها بر ديوار قلعه مىايستاد و به مسلمانان مىگفت : برويد اى بز چرانها ! برويد اى بردگان محمد ! برويد اى حلقه به گوشان محمد ! آيا گمان مىكنيد كه با كندن درختان انگور ، ما را بىنوا و گدا و خوار مىكنيد ؟ ! رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
پروردگارا اين فرد را در آتش سرنگون كن ! در همين حال ، سعد بن ابى وقاص زير گلويش را هدف رفت و او از بالاى ديوار به پايين افتاد و هلاك شد و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از اين واقعه خوشنود شد . « 2 »
فرستادن على به خَثعَم
شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : رسول خدا صلى الله عليه و آله به هنگام محاصرهء طائف ، على عليه السلام را همراه عدهاى كه دامادش ابوالعاص بن ربيع هم در ميان آنها بود به سوى خَثْعَم در اطراف طائف فرستاد تا بتهاى آنها را بشكند . حضرت على عليه السلام حركت كرد كه ناگهان با عدهء زيادى از اسب سواران خَثْعَم روبرو شد . بعد از نماز صبح كه هنوز هوا خوب روشن نشده بود ، يكى از افراد دشمن به نام شهاب پيش آمد و فرياد كشيد : هل من مبارز ؟ اميرالمؤمنين به مسلمانانى كه همراهش بودند ، فرمود : چه كسى به مبارزهاش مىرود ؟ كسى إعلام آمادگى نكرد ، از اين رو على عليه السلام خودش به مبارزهاش رفت . در اين
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 924 - 927 ؛ إعلام الورى ، ج 1 ، ص 234 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 930 - 929 .