تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
خدا به واسطهء نفرين او ، شما را لعنت فرمايد ؟ ! سوگند به آنكه جان أقرع در دست اوست ، بايد تسليم رسول خدا صلى الله عليه و آله شويد تا آنچه صلاح مىداند انجام دهد و يا اينكه پنجاه نفر از بنى تميم را به عنوان شاهد مىآورم كه همگى شهادت دهند اين رفيق شما به صورت كافر مرده و حتى يك ركعت نماز نخوانده است ! و در آن صورت خون وى هَدَر است ! آنها وقتى كه اين سخنان را شنيدند ، به ديه رضايت دادند . پس از آنكه اولياى مقتول ، ديه را قبول كردند ، بعضى از افراد به اولياى قاتل گفتند : محكّم كجاست كه بيايد تا رسول خدا صلى الله عليه و آله براى او استغفار كند ؟ ! او آمد و مقابل رسول خدا صلى الله عليه و آله نشست در حالى كه چشمهايش اشك آلود بود و عرض كرد : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، قضيه آنچنان بوده كه به آگاهى شما رسيده است ، من از اين بابت به درگاه خدا توبه مىكنم و از شما مىخواهم كه براى من آمرزش بخواهيد . « 1 » رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : تو ايمان آوردى و سپس او را با سلاح خود در سايهء اسلام كشتى ؟ ! « 2 » آنگاه دستهايش را به سوى آسمان بلند كرد و با صداى بلند فرمود : پروردگارا ! محلِّم را نيامرز ! سه مرتبه اين را تكرار كرد و بعد فرمود : برخيز ! او در حالى كه اشك‌هايش روى لباسهايش مىريخت برخاست و رفت ! ضَمْرة بن سعد سُلَمى كه همراه پدرش در حُنين حاضر شده بود ، مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله اين كار را انجام داد تا اهميت خون يك مسلمان را در اسلام نشان دهد والّا لبهايش را حركت مىداد و براى وى آمرزش و مغفرت طلب مىكرد . « 3 »

سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله

وقتى خداوند اجتماع مشركان را در حُنين پراكنده ساخت و ثقيف و همراهانشان به سوى طائف فرار كردند ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ابوسفيان بن حرب را همراه عده‌اى به سوى طائف فرستاد . آن حضرت صلى الله عليه و آله با انتخاب ابوسفيان مىخواست به طائفىها بفهماند كه متكبران و گردنكشان قريش تسليم وى شده‌اند و
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 92 . ( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 277 . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 920 - 921 .