مادران مؤمنان هستند و پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله نمىتوانند با كسى ازدواج كنند و آن حضرت هر كدام را كه بخواهد در كنار خود نگاه مىدارد و هر كدام را كه بخواهد رها مىكنند . و اگر همخوابگى را بين آنها تقسيم كند يا نكند و يا اگر بعضى را بر بعضى در نفقه و تقسيم برترى داد يا همه را مساوى قرار داد ؛ بايد بدان راضى باشند و در هر صورت تمام امور در اختيار اوست و هر گونه بخواهد عمل كند .
همسران پيامبر صلى الله عليه و آله به اين شرطها كه تنها و تنها مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله بود راضى شدند و با قبول اين شرايط ، زندگى با او را پذيرفتند .
نكته مورد توجه اين است كه فهرست همسران شامل ميمونهء هلاليه هم مىباشد در حالى كه وى در عمرهء قضا در آخر سال هفتم هجرى به همسرى پيامبر در آمده بود . لازمهء مطلب اين است كه اين آيات بعد از عمرهء قضا نازل شده باشد ، نه بعد از غزوهء احزاب يا غزوهء بنى قريظه يا غزوهء خيبر كه نزديك به عمرهء قضا بوده است و يا احتمال دارد كه اسم ميمونه بعدها به اين ليست اضافه شده باشد .
آيهء تطهير
حسين بن حكم كوفى در كتاب ما نزل من القرآنِ فى اهل البيت عليهم السلام با سند خود از شهر بن حوشب كه به خاطر قرار گرفتن آيهء تطهير در ميان آيات مربوط به همسران پيامبر صلى الله عليه و آله گمان مىكرده ، امّ سلمه از اهل بيت عليهم السلام است ، روايت كرده است : نزد ام سلمه ، همسر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رفتم تا سلامى عرض كنم .
سپس از او پرسيدم : اى امّ المؤمنين ، نظر شما دربارهء اين آيه چيست كه مىفرمايد :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » ؛
خداوند مىخواهد پليدى را از شما اهلبيت دور كند و چنان كه بايد و شايد شما را پاك سازد . [ گويى كه شهر بن شب گمان مىكرده امّ سلمه از اهلبيت است ] .
ام سلمه گفت : من و رسول اللّه صلى الله عليه و آله در رختخواب خود خوابيده بوديم و يك كساء خيبرى « 1 » در زير خود انداخته بوديم . هنگام صبح ، هوا بسيار سرد بود . خدمتكار وارد شد و گفت : على و فاطمه به همراه حسن و حسين بيرون هستند و مىخواهند شما را ببينند . پيامبر به من گفت : برخيز . برخاستم و در گوشهاى نشستم . پيامبر به آنها اجازهء ورود داد . آنها وارد شدند . او فاطمه را بوسيد و به آغوش كشيد .
سپس على را بوسيد و به آغوش گرفت . سپس حسن و حسين را كه بچههاى كوچكى بودند به سينهء خود
هامش
( 1 ) . ما نزل من القرآن ، ص ، 2 و مجمع البيان ، ج 8 ، ص 559 به نقل از تفسير ابوحمزهء ثمالى .