اى مردم ، همانا خداوند مرا به عنوان رحمت براى تمام جهانيان مبعوث كرده است ، پس دربارهء من اختلاف نكنيد ، چنان كه حواريون در مورد عيسى بن مريم اختلاف پيدا كردند .
اصحاب سؤال كردند : اى رسول خدا ، حواريون چگونه دچار اختلاف شدند ؟
فرمود : به همان كارى كه شما را بدان دعوت مىكنم ، دعوتشان كرد ؛ اما آنهايى را كه به مناطق نزديك فرستاد ، قبول كردند و آنهايى را كه مىخواست به مناطق دور بفرستد ، قبول نكردند و اظهار كراهت نمودند ؛ براى همين عيسى به درگاه خداوند شكوه كرد . آنها در حالى آن شب را به صبح كردند كه تمام آنهايى را كه مىخواست به مناطق دور بفرستد و آنها كراهت داشتند ، به زبان همان امتى كه به سويشان فرستاده مىشدند ، سخن مىگفتند . « 1 »
هنگامى كه تصميم گرفت ، نامههايى را براى پادشاهان بفرستد ، به آن حضرت صلى الله عليه و آله گفته شد : آنها نامهاى را كه ممهور نباشد ؛ نمىخوانند .
براى همين پيامبر صلى الله عليه و آله انگشترى را براى خويش تهيه كرد .
كلينى از امام صادق عليه السلام نوشته روايت كرده است : انگشتر رسول الله صلى الله عليه و آله از نقره بود و نقش آن محمد رسول الله صلى الله عليه و آله بود كه در دو سطر از پايين به بالا نوشته شده بود . « 2 »
طبرى نقل مىكند : رسول الله صلى الله عليه و آله در ذى الحجه سال ششم هجرى ، قاصدانى را ارسال كرد كه عبارت بودند از :
شجاع بن وَهب أسدى قُريشى كه از بدريّون بود و او را به سوى حارث بن ابن شَمر غَسّانى كه از دست نشاندگان روميان در شام بود ، فرستاد .
دِحية بن خليفهء انصارى كه او را به سوى قيصر روم كه در شام بود فرستاد .
حاطب بن ابى بَلتعه قريشى كه او را به سوى مُقَوقس در اسكندريه كه از دست نشاندگان روميان بود ، فرستاد .
سَليط بن عَمرو عامرى كه وى را به سوى هَوذة بن على حنفى در يمامه فرستاد .
عَمرو بن اميّهء ضَمرى كه وى را به سوى نجاشى در حبشه كه عامل روميان بود ، فرستاد .
هامش
( 1 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 254 .
( 2 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 474 ، ح 7 .