آن شب هم حركت كنند ! تا صبح شد و پس از نماز صبح به حركت ادامه دادند تا ظهر شد ! ! و هدف آن حضرت صلى الله عليه و آله از حركت مداوم اين بود كه مردم را از صحبت كردن با همديگر بازدارد و پس از طى مسيرى طولانى ، آن حضرت دستور توقف داد كه بلافاصله لشكريان از فرط خستگى به خواب رفتند .
قمى مىنويسد : خزرجىها پيش عبدالله بن ابى آمده و او را سرزنش مىكردند و او قسم خورد كه چنين حرفهايى را نزده است ! به وى گفتند : پس در اين صورت بيا نزد رسول الله صلى الله عليه و آله برويم و از او معذرت خواهى كنيم !
او نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و قسم خورد كه شهادت مىدهد به اينكه : لااله الا الله و محمدٌ رسول اللّه ، و اينكه او چنين حرفى را نزده و زيد به او نسبت دروغ بسته است .
رسول الله صلى الله عليه و آله هم حرف او را پذيرفت . بعد از آن خزرجىها نزد زيد بن أرقم رفتند و گفتند : چرا به عبدالله بن ابى نسبت دروغ دادى ؟ ! و به او بد و بيراه گفتند . زيد كه در تنگناى بدى گرفتار شده بود ، دست به آسمان كرد و گفت : پروردگارا ! تو مىدانى كه من نسبت دروغ به عبدالله بن ابى نزدهام !
رسول الله صلى الله عليه و آله حركت كرد ، اما چيزى نگذشت كه حالت نزول وحى بر وى عارض شد . چنان فشارى بر وى آمد كه نزديك بود ناقهاش از سنگينى وحى بر زمين بخوابد . پس از لحظهاى آن حضرت صلى الله عليه و آله از اين حالت خارج شد در حالى كه عرق از پيشانى مباركش فرو مىريخت . آنگاه به زيد بن ارقم نزديك شد و گوشش را گرفت و فرمود : جوان ، حرفت راست درآمد و دل تو آگاه و ظرفيت دارد و خداوند آياتى دربارهء سخنان تو نازل فرموده و گوش هايت را تصديق نموده است . پس از آنكه اصحاب آن حضرت به دورش جمع شدند اين آيات را تلاوت فرمود :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ * اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ * ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ * وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ * وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ * سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 470
مساهمون: الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي
ص٤٧٠