نماز استسقاء
كازرونى در المنتقى دربارهء حوادث سال ششم از زُهرى از أنس بن مالك نقل كرده است : مسلمانان نزد رسول الله صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند : اى رسول خدا ، باران نيامده و درختان و علفزارها خشك شده و چارپايان به هلاكت افتادهاند . در نتيجه مردم به رنج و سختى افتادهاند و از تو مىخواهيم كه از خدايت براى ما طلب باران كنى .
آن حضرت فرمود : فلان روز كه فرا رسيد ، همگى خارج شويد و صدقههاى خود را به همراه بياوريد .
هنگامى كه روز مقرّر فرا رسيد ، رسول الله صلى الله عليه و آله با طمأنينه و وقار و با پاى پياده خارج شد و مردم نيز به دنبال وى حركت مىكردند . پس از آنكه به مصلّى رسيدند ، آن حضرت صلى الله عليه و آله پيشنماز شد و دو ركعت نماز به همراه آنها به جاى آورد . در ركعت اوّل با صداى بلند سورهء فاتحه و أعلى و در سورهء دوم با صداى بلند سورهء فاتحه و غاشيه را قرائت كرد .
پس از پايان نماز رو به مردم نمود و عباى خود را وارونه كرد - به فال اينكه قحطى به سرسبزى تبديل شود - سپس به زمين زانو زد و دست هايش را به سوى آسمان گرفت و فرمود : « بار خدايا ، بر ما ترحم كن و باران رحمتت را بر ما فرو فرست ، بارانى كه باعث بهار و زندگانى گردد و گوارا و آرام و دائمى و نرم باشد ، بارانى كه نافع و سريع بوده و زيان آور و خسارت بار نباشد . بار خدايا ، بارانى بر ما نازل كن كه سرزمينها با آن آباد و زنده شود و بندگان تو سيراب گردند . و آن را به عنوان بشارتى براى حاضر و غايب ما قرار بده . پروردگارا ، زينت سرزمين ما را بر ما فرو فرست و آرامش آن را بر ما نازل كن . بار خدايا ، از آسمان آبى پاكيزه بر ما نازل كن كه سرزمينهاى مرده را زندهگرداند و با آن ، حيوانات و انسانهاى بسيارى را سيراب كن . »
انس مىگويد : هنوز آنجا را ترك نكرده بوديم كه پارههايى از ابر نمايان شد كه پس از مدتى در هم فرو رفتند و سپس به مدت هفت شبانه روز باران مىباريد و ابرها مدينه را ترك نمىكردند . « 1 »
هامش
( 1 ) . به نقل از المنتقى در بحار الانوار ، ج 20 ، ص 299 - 300 .