تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
أنيس اشاره مىكرد ؛ فرمود : اين شمشير او را كشته است و اين اثر ضربه در شمشير است . « 1 » وقتى ابورافع به قتل رسيد ، فردى به نام اسيربن رزام كه مردى شجاع بود به رياست يهوديان رسيد . رسول الله صلى الله عليه و آله سريهء ديگرى به خيبر فرستاد و او را در شوال سال ششم به قتل رساندند ، پس از او كِنانة بن ابى الحُقيق ، برادر سلّام را به رياست خود برگزيدند و غزوهء خيبر با وى رخ داد . « 2 »

ازدواج پيامبر با زينب دختر جحش

مسعودى مىنويسد : در ذى القعدهء سال پنجم هجرى رسول الله صلى الله عليه و آله با زينب دختر جحش كه دختر عمه‌اش ، اميمة بنت عبدالمطلّب بود و سى و پنج سال داشت ازدواج كرد . « 3 » در تفسير قمى از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه فرمود : رسول الله صلى الله عليه و آله دختر عمه‌اش ، زينب دختر جحش را براى زيدبن حارثه خواستگارى كرد . « 4 » زيد در اصل كلبى بود . « 5 » سپس دربارهء اصل و نسب زيد از امام صادق عليه السلام روايت كرده است : وقتى كه رسول الله صلى الله عليه و آله با خديجه بنت خويلد ازدواج كرد به بازار عُكاظ رفت و زيد را ديد كه نوجوان باهوش و عاقلى است و در معرض فروش گذاشته شده است . پس او را خريد . پس از آن‌كه رسول الله صلى الله عليه و آله به پيامبرى مبعوث شد او را به اسلام دعوت كرد و او مسلمان شد . پدر وى حارثة بن شراحيل كلبى ، مردى جليل بود . كه وقتى خبر حضور فرزندش را در مكه شنيد ، به مكه آمد و بر ابوطالب وارد شد و گفت : اى ابوطالب ، پسرم اسير شده و شنيده‌ام كه به برادرزاده‌ات فروخته شده است . از وى بخواه كه يا او را بفروشد و يا فديهء او را قبول كند و يا آزادش كند . ابوطالب با رسول الله صلى الله عليه و آله صحبت كرد و آن حضرت فرمود : او آزاد است و هر جايى كه بخواهد مىتواند برود . پس حارثه برخاست و دست زيد
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 391 - 394 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 566 . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 298 ؛ التنبيه و الاشراف ، ص 27 ؛ حارالانوار ، ج 20 ، ص 297 . ( 4 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 194 ؛ تبيان ، ج 8 ، ص 343 . ( 5 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 172 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 450 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى