پس از قبول اين پيشنهاد رسول اللّه صلى الله عليه و آله بر مركب خود سوار شد و همراه عدهاى از مهاجران و انصار به بررسى منطقه پرداخت تا بهترين محلها را براى حفر خندق مشخص كند . بهترين موضعى كه به نظر آن حضرت رسيد ، اين بود كه كوه سَلْح را پشت سرخود قرار دهند و از مذاذ تا ذباب و از آن جا تا راتج خندق را بكَنند .
آنها براى حفر خندق تعداد زيادى بيل و كلنگ و زنبيلهاى بزرگ از بنى قريظه به عاريه گرفتند .
در آن هنگام رابطهء بنىقريظه با مسلمانان خوب بود .
رسول اللّه صلى الله عليه و آله حفر هر يك از دو قسمت خندق را به گروهى واگذار كرد . به اين ترتيب كه مهاجران از راتج تا ذباب را حفر مىكردند و انصار از ذباب تا مذاذ را حفر مىكردند . طرفهاى ديگر مدينه نيازى به حفاظت خاصّى نداشت . « 1 »
قمى مىنويسد : رسول اللّه صلى الله عليه و آله دستور به حفر خندق ازناحيهء احُد تا راتج را صادر فرمود و بر هر بيست الى سى قدم ، گروهى را گمارده بود تا آن را حفر كنند . « 2 »
اشعار پيامبر و مسلمانان
قمى مىنويسد : رسول اللّه صلى الله عليه و آله كلنگ شروع حفر خندق را بر زمين زد . براى اين كار كلنگى را به دست گرفت و در جايى كه از سهم مهاجرين بود ، شروع به كلنگ زدن كرد و اميرالمؤمنين صلى الله عليه و آله خاكها را بيرون مىريخت ، تا اينكه رسول اللّه صلى الله عليه و آله عرق كرد و خسته شد .
هنگامى كه مردم ايشان را با اين حال مشاهده كردند ، به سختى مشغول حفر خندق و انتقال خاكهاى آن شدند . « 3 »
واقدى با سند خود نوشته است : افراد مسنتر خندق را حفر مىكردند و جوانترها با زنبيل خاكها را با سر به خارج از آن حمل مىكردند تا اينكه عمق خندق به اندازهء قامت يك انسان شد . آنگاه از
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 445 - 446 .
( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 177 .
( 3 ) . همان ، ص 177 .