حادثه بئر معونه
واقدى با سندى از ابى سعيد خُدرى نقل مىكند : هفتاد نفر از جوانان انصار پس از فرا رسيدن شب در محلهاى از مدينه گرد هم مىآمدند و به اقامهء نماز و قرائت قرآن مىپرداختند تا اينكه به قُرّاء مشهور شدند . آنها به هنگامهء صبح مقدارى هيزم جمع آورى مىكردند و مقدارى آب گوارا برمىداشتند و آنها را به سوى حُجرهء رسولاللّه صلى الله عليه و آله حمل مىكردند . خانوادهء اين جوانان گمان مىكردند كه آنها در مسجد هستند و حاضران در مسجد مىپنداشتند كه آنها از نزد خانوادههايشان مىآيند .
واقدى مىگويد : گمان مىكنم كه آنها چهل نفر بودهاند و قدر متيقّن همين است « 1 » . ابن اسحاق نيز همين را گفته است . « 2 »
طبرسى در إعلام الورى از كتاب ابان بجلى كوفى نقل مىكند : ابوبَراء ، عامر بن مالك نزد رسولاللّه صلى الله عليه و آله در مدينه آمد و اسلام آورد . « 3 »
سپس گفت : اى محمد ! اگر افرادى را به سوى اهل نَجْد بفرستى تا آنها را به اسلام دعوت كنند ، اميدوارم كه جواب مثبت بدهند !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : مىترسم كه اهل نجد به آنها آسيبى برسانند ، اما ابوبَراء گفت : آنها در پناه من هستند ! لذا رسولاللّه صلى الله عليه و آله مُنْذر بن عَمْرو را همراه بيست و چند نفر از بهترين مسلمانان به سوى نَجْد فرستاد - و گفته شده است كه آنها چهل نفر و بنابر قولى هفتاد نفر بودهاند . - از جملهء اين مسلمانان ، حارث بن صمِّه و حرام بن مَلْحان و عامر بن فُهَيره بودند و نامهء رسولاللّه صلى الله عليه و آله را نيز با خود داشتند .
آنها طى مسير كردند تا به بئر معونه رسيدند و در آنجا اطراق كردند . اين چاه ما بين سرزمين بنى
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 347 .
( 2 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 194 .
( 3 ) . بعيد نيست كه او اسلام نياورده باشد ؛ چنانكه در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 186 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 3 ، ص 193 و مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 346 به اين مطلب اشاره شده است والّا چرا به پيامبر مىگويد : اى محمد ؟ !