و در طلب رزق ، حريص نباشيد . تدريجى بودن رزق شما را وادار نكند كه آن را با معصيت پروردگار به دست آوريد . بدانيد كه آنچه به وسيلهء او مقّدر گرديده است ، جز از راه اطاعت او به دست نمىآيد ، در حالى كه حلال و حرام را براى شما بيان كرده است و در اين ميان اموال شبهه ناكى وجود دارد كه بسيارى از مردم آن را نمىدانند ، مگر كسى كه مورد عنايت خاص خداوند باشد . هر كسى كه از شبهه دورى كند ، دين و آبروى خود را حفظ كرده است و هر كسى كه خود را به شبهه آلوده كند ، همانند كسى است كه لبهء پرتگاهى قرار گرفته و نزديك است كه در آن سقوط كند . و هيچ مالك و فرمانروايى نيست مگر اينكه حريمى دارد و حريم خداوند محرمّات او است ! .
هر مؤمنى نسبت به مؤمنان ديگر به منزله عضوى از بدن است كه اگر به دردى گرفتار شود ، ساير اعضاى بدن هم آزرده مىشوند . هر كسى به مسلمان يا كافرى نيكى كند ، خداوند در دنيا يا در آخرت به او اجر و ثواب عنايت مىكند . . . » . « 1 »
شروع درگيرى
واقدى با سندى از مطلّب بن عبداللّه نقل مىكند : اوّلين كسى كه آتش جنگ را برانگيخت ، ابوعامر عمرو بن صيفىِ ، راهبِ فاسق بود . او همراه پنجاه نفر از افراد قوم خود جلو آمد و فرياد زد : اى آل أوس ، من ابوعامر هستم ! رسول اللّه صلى الله عليه و آله او را فاسق ناميده بود . وقتى كه قومش صداى او را شنيدند ، گفتند : لَعْن و نفرين بر تو باد اى فاسق ! سپس بين آنها و مسلمانان سنگ پرانى شروع شد و آنها فرار كردند . « 2 »
سپس زنان قريش جلو صفوف مشركان آمدند و قبل از درگيرى طبل و دف زدند . سپس برگشتند و در عقب صفوف سپاه ، پشت سر مردان قرار گرفتند « 3 » و نام كسانى كه در بدر كشته شده بودند را ياد آورى مىكردند و بدين وسيله مردان را به جنگ تشويق مىكردند .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 220 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 221 - 223 .
( 3 ) . همان ، ص 225 و سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 72 .