دور مىكرديم و امروز كه مورد تأييد خداوند هستيم و سرنوشت خود را مىدانيم ، سزاوار نيست كه خود را در خانههايمان محصور كنيم .
و انس بن قتاده گفت : اى رسول خدا ، سرنوشت ما إِحْدَى الحُسنَييَن است : يا اينكه به پيروزى و غنيمت مىرسيم و آنها را به قتل مىرسانيم و يا اينكه خودمان شهيد مىشويم .
رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود : مىترسم كه شكست بخوريد !
پدر خَيثمه ( از شهداى بدر ) برخاست و گفت : اى رسول خدا ، قريشيان در مدت يك سال به جمع آورى نيرو از نواحى مختلف پرداختهاند و با اسب و شتر فراوان به سرزمين ما تجاوز كردهاند و حال ما منتظر بمانيم تا آنها ما را محاصره كنند و سپس برگردند و هيچ پاسخى به آنها داده نشود ؟ ! اين باعث مىشود كه دائماً به ما حمله كنند و اطراف ما را نا أمن كنند و جاسوس و كمين براى ما بگذارند و كشاورزى ما را ضايع كنند و به علاوه باديه نشينهاى اطراف را جرأت ببخشند كه در ما طمع كنند ؛ زيرا ما از شهر خود خارج نشدهايم تا آنها را دفع كنيم و اميدواريم كه خداوند ما را پيروز گرداند كه اين به عقيدهء ما يك سنت الهى است و يا اينكه به شهادت مىرسيم .
جنگ بدر كه از سرم گذشت در حالى كه نسبت به آن حريص بودم و حرص من به حدى بود كه با پسرم قرعه كشى كردم و او برنده شد و در جنگ بدر شركت كرد و شهيد شد ، در حالى كه من حريص به شهادت بودم . ديشب پسرم را در بهترين صورت در خواب ديدم كه در ميان باغها و نهرهاى بهشتى گردش مىكند و مىگويد : به ما ملحق شو تا در بهشت كنار ما باشى . من آنچه را كه خداوند وعده داده بود ، حق يافتم ! و - به خدا قسم اى رسول خدا - كه مشتاق پيوستن به او در بهشت شدهام و مىبينى كه پير شدهام و استخوانهايم پوك شدهاست و مشتاق لقاى پروردگارم گشتهام . اى رسول خدا ، دعا بفرماييد كه خداوند توفيق شهادت و محشور شدن با سعد در بهشت را به من عنايت فرمايد و رسول اللّه صلى الله عليه و آله براى او دعا كرد كه به آرزوهاى خود برسد . « 1 »
طبرسى مىنويسد : پس از آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله حركت كرد ، اصحاب گفتند : بر مىگرديم ؛ امّا آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : سزاوار نيست كه وقتى پيامبرى به سوى قومى حركت كرد ، باز گردد . « 2 »
هامش
( 1 ) . مغازى وقداى ، ج 1 ، ص 210 - 213 .
( 2 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 179 ؛ قصص الأنبياء ، ص 340 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 191 .