گفت : اى رسول خدا ، ما مىترسيم كه دشمن گمان كند ما از ترس بيرون نرفتهايم و همين بر جرأت آنها بيفزايد و در جنگ بدر كه با سيصد نفر بودى ، خداوند تو را بر آنها پيروز كرد ، در حالى كه امروز تعداد ما بسيار بيشتراست ما از قبل آرزوى چنين روزى را داشتيم و آن را از خدا درخواست مىكرديم و حال خداوند آن را بر ما ارزانى داشته است .
و مالك بن سِنان خُدْرى ، پدر ابوسعيد خُدرى گفت : اى رسول خدا ، به خد قسم كه ما بين إحْدَى الحُسنَيَين هستيم : يا اينكه خداوند ما را بر آنها پيروز مىكند و آنها را خوار و ذليل مىكند كه در آن صورت اين جنگ شبيه جنگ بدر مىشود و چيزى از آنها را باقى نمىگذارد و يا اينكه خداوند توفيق شهادت را نصيب ما مىكند . و به خدا قسم اى رسول خدا كه ما از هيچكدام ترسى نداريم و در هر كدام از آنها خير است .
پس از آن كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله پافشارى آنها را ديد ، سكوت كرد و حرفى نزد تا اينكه حمزة بن عبدالمطّلب گفت : قسم به آنكه قرآن را بر تو نازل كرده است ، امروز افطار نمىكنم تا اينكه با شمشيرم در بيرون مدينه با آنها درگير شوم و در اين حال وى روزه دار بود .
نعمان بن مالك گفت : اى رسول خدا ، من شهادت مىدهم كه گاو ذبح شده در عالَم رؤيا ، كشته شدگان از ياران تو هستند و من نيز از آنها مىباشم . پس چرا ما را از بهشت محروم مىكنى ؟ قسم به خدايى كه جز او نيست ، من حتماً داخل بهشت مىشوم .
رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود : به واسطهء چه چيزى وارد بهشت مىشوى ؟ گفت : من خدا و رسولش را دوست دارم . و از جنگ با دشمنان فرار نمىكنم . فرمود : درست مىگويى .
و إياس بن أوس گفت : اى رسول خدا ، ما فرزندان عبدالأشهل از همان گاو ذبح شده هستيم و اميدواريم كه عدهاى از دشمنان را ذبح كنيم و آنها هم ما را ذبح كنند و ما به بهشت برويم و آنها روانهء آتش جهنم شوند . به اضافهء اينكه - اى رسول خدا - من دوست ندارم قريشيان به سوى قوم خويش باز گردند و بگويند : محمد را در كوچهها و محلههاى مدينه محاصره كرديم و همين باعث جرأت يافتن قريش عليه ما گردد ، در حالى كه تيزى شمشير مارا ديدهاند . و اگر ما از سرزمين خويش دفاع نكنيم ، نمىتوانيم در آن زراعت كنيم . اى رسول خدا ، در زمان جاهليّت كه عربها به سرزمين ما مىآمدند ، هيچ گاه چنين طمعى نمىكردند ، مگر اينكه با شمشير به استقبالشان مىرفتيم و آنها را از سرزمين خود
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي
ص٣٣٤