تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
صفوان بن امية جُمحى همراه كاروانى از قريش كه شامل سيصد مثقال طلا و شمشى از نقره و يك ظرف نقره‌اى به وزن سى هزار درهم و كالاهاى ديگر است ، از مكه خارج شده است . در اين كاروان افرادى از قريش و از جمله حُويطب بن عبدالعُزّى و عبدالله بن ربيعه شركت دارند . آنها به سوى ذات عرق رفته‌اند . « 1 » در همان ساعت سَليط بن نُعمان بن أسلم پيش پيامبراكرم صلى الله عليه و آله رفت و اين خبر را به او داد . رسول اللّه صلى الله عليه و آله زيد بن حارثه را همراه صد نفر سواره ارسال كرد . آنها متعرض كاروان شدند . بزرگان كاروان فرار كردند و مسلمانان فردى به نام فرات بن حيّان عِجْلى را اسير كردند . پس از آن‌كه زيد و يارانش كاروان را تصاحب كردند ، آن را بر رسول اللّه صلى الله عليه و آله عرضه كردند و آن حضرت صلى الله عليه و آله خمس آن را كه به اندازهء بيست هزار درهم بود ، برداشت و بقيه را بين اهل سَريّه تقسيم كرد . به فرات بن حيّان گفته شد ، اگر مسلمان شوى تو را رها مىكنيم و الّا تو را به قتل مىرسانيم . او اسلام آورد و مسلمانان رهايش كردند . « 2 »

ولادت امام حسن عليه السلام

دولابى در كتاب الذرية الطاهرة از ليث بن سعد نقل مىكند : فاطمه دختر رسول الله صلى الله عليه و آله ، حسن بن على عليه السلام را در ماه رمضان سال سوم هجرى به دنيا آورد . « 3 » طبرى مىنويسد : حسن بن علىبن‌ابىطالب « 4 » در نيمهء رمضان سال سوم هجرى به دنيا آمد . مسعودى در مورد حوادث سال سوم مىگويد : در نيمهء ماه رمضان اين سال ، حسن بن على بن ابىطالب عليه السلام متولد شد . « 5 »
هامش
( 1 ) . ذات عرق : يكى از منزلگاه‌هاى بين راه به سوى عراق است و مرز ميان نجد و تهامه به شمار مىرود ، چنان كه در معجم البلدان ، ج 6 ، ص 154 آمده است . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 197 - 198 ؛ سيرهءابن اسحاق ج 3 ، ص 53 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، 174 - 175 . ( 3 ) . الذرية الطاهره ، ص 101 و 202 و از او در كشف الغمه ، ج 1 ، ص 514 و از او در بحار الانوار ، ج 44 ، ص 136 . ( 4 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 537 . ( 5 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 210 ؛ بنابراين در مقدار عمر آن حضرت عليه السلام مىنويسد : وى در سال 49 هجرى به شهادت رسيد ، در حالى كه 46 سال داشت ( ص 260 ) و هم‌چنين إربلى در كشف الغمه ، ج 2 ، ص 140 از ابن طلحة در مَطالب السؤول و از گنجى شافعى در كفاية الطالب همين مطلب را نقل مىكند .