تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
قمى در تفسير خود مىنويسد : رسول اللّه صلى الله عليه و آله به ميان آنها آمد و فرمود : اى يهوديان ، مىدانيد كه چه بلايى بر سر قريش آمد ، درحالىكه آنها قوىتر و بيشتر از شما بودند . پس اسلام را بپذيريد تا در امان باشيد . آنها گفتند : اى محمد ! آيا گمان مىكنى كه جنگ با ما همانند جنگ با قوم خودت مىباشد ؟ ! به خدا قسم كه اگر با ما روبه‌رو شوى ، مىفهمى كه با چه جنگجويانى روبه‌رو شده‌اى ! « 1 » سپس از عروه روايت كرده‌است كه وقتى رسول اللّه صلى الله عليه و آله از بدر بازگشت و يهوديان سركشى خويش را آشكار كردند ، جبرئيل آيات زير را نازل كرد : « إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لا يَتَّقُونَ * فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ * وَإِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ * وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ » ؛ « 2 » بدترين جنبدگان نزد خدا كسانى هستند كه كافرند و ايمان نمىآورند . كسانى كه با آنها پيمان بستى و هر بار پيمان خود را مىشكنند و پرهيزگار نيستند ، اگر ديدى كه بر جنگ تو آمده‌اند چنان به آنها حمله ببر تا پيروانشان نيز پراكنده شوند ، شايد به خود آيند . اگر از خيانت قومى ترس داشتى ، منصفانه فسخ پيمان خود را به آنها اعلام كن ؛ كه خداوند خائنان را دوست ندارد . كافران نپندارند كه رها شده‌اند ، آنها هرگز ما را عاجز نخواهند كرد . نبى اكرم صلى الله عليه و آله ابولبابة بن عبدالمنذر را جانشين خود در مدينه كرد و به دستور آيه حركت كرد و بنى قينقاع را به مدت پانزده شبانه روز در محاصرهء شديدى قرارد داد . « 3 » آنها نيز در قلعه‌هايشان ماندند و حتى يك تير پرتاب نكردند زيرا خداوند ترس و وحشت در
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 97 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 175 ؛ المناقب ، ج 1 ، ص 190 ؛ سيرهء ابن اسحاق ، ج 3 ، ص 50 ؛ مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 174 . ( 2 ) . انفال ( 8 ) ، 55 - 59 . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 135 - 180 ؛ التبيان ، ج 5 ، ص 146 ؛ مجمع البيان ، ج 4 ، ص 850 .