نزديكى مىكردند ؛ امّا قريش به صورتهاى مختلف چنين مىكردند تا اينكه مردى از قريشيان با زنى از انصار ازدواج كرد و خواست كه همانند زنان قريشى با وى رفتار كند ؛ اما آن زن مانع شد و گفت :
تنها به صورتى كه در ميان ما رسم است ، با من نزديكى كن . و الا از تو جدا مىشوم . جدال بالا گرفت و اين خبر به رسولاللّه صلى الله عليه و آله رسيد . پس خداوند فرمود : « فَأْتُوا حَرْثَكُم أَنَّى شِئْتُم » ؛ يعنى به صورت ايستاده و نشسته و خوابيده از راه شرمگاه با آنها نزديكى كنيد « 1 » .
عياشى در تفسير خود از صفوان بن يحيى از بعضى از اصحاب نقل كرده است : از امام صادق عليه السلام سؤال كردم كه منظور خداوند كه مىفرمايد : « نساؤكم حرثٌ لكم فأتوا حرثكم أنّى شئتم » ؛ چيست ؟
فرمود : يعنى مجاز هستيد از پشت و جلو به شرمگاه او نزديكى كنيد . « 2 »
غزوهء بنى قينقاع
واقدى از محمد بن كعب قُرظى روايت مىكند : وقتى رسول اللّه صلى الله عليه و آله و يارانش در جنگ بدر پيروز شدند و به مدينه برگشتند ، حسادت يهوديان بنى قينقاع بر انگيخته شد و راه سرپيچى در پيش گرفتند و عهد و پيمان هايى را كه بين آنها و رسول اللّه صلى الله عليه و آله منعقد شده بود ، زير پا گذاشتند . « 3 »
وى سركشىهاى يهود و قطع رابطهها را ذكر نكرده ؛ امّا گفته است : در همان اوضاع و احوال زنى از عرب كه همسر يكى از انصار بود به بازار بنى قَيْنقَاع آمد و براى تهيهء جواهر ، نزد زرگرى نشست .
در اين هنگام يكى از يهوديان بنى قَيْنقَاع پشت سر او نشست و بدون اينكه او بفهمد ، دامنش را با خارى به پشت او سنجاق كرد . وقتى كه زن از جايش برخاست ؛ پُشتش نمايان شد و يهوديان بر او خنديدند .
در اين لحظه مردى از مسلمانان ، اين يهودى را دنبال كرد و او را كشت ! در مقابل يهوديان بنى قينقاع نيز به آن مسلمان حمله كردند و او را كشتند . به اين ترتيب عهدى را كه ميان آنها و رسول اللّه صلى الله عليه و آله بود شكستند و به جنگ با آن حضرت صلى الله عليه و آله پرداختند . « 4 »
هامش
( 1 ) . الدر المنثور ، ج 1 ، ص 261 .
( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 111 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ص 176 .
( 4 ) . همان ، ص 176 - 177 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 51 .