قاضى نعمان مصرى از امام صادق عليه السلام روايت كرده است : از حسين بن على عليه السلام در مورد گفتههاى مردم دربارهء اذان سؤال شد و از جمله پرسيدند كه آيا سبب تشريع اذان رؤيايى بوده است كه عبداللَّه بن زيد در خواب ديده و آن را به اطلاع پيامبر صلى الله عليه و آله رسانده است ؟ امام عليه السلام ناراحت شد و فرمود : اذان به منزلهء چهرهء دينتان مىباشد و وحى بر پيامبرتان نازل مىشده و شما گمان مىكنيد كه او اذان را از عبداللَّه بن زيد فرا گرفته است ؟ ! بلكه از پدرم على بن ابىطالب عليه السلام شنيدم كه مىگفت : خداوند به هنگامى كه رسول خود را به معراج برد ، مَلَكى را بر او نازل كرد كه تا آن هنگام و بعد از آن ملكى مثل آن را نديده بود . آن ملك اذان و اقامه را به پيامبر صلى الله عليه و آله تعليم داد و آنگاه جبرئيل به نبى اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : اى محمد ، اينگونه براى نماز اذان بگو « 1 » .
پيمان برادرى ميان انصار و مهاجران
شيخ طوسى در أمالى با سندى از سعد از پدرش حذيفه بن يمان نقل مىكند : رسول اللّه صلى الله عليه و آله ميان مهاجران و انصار پيمان برادرى دينى بست .
آن حضرت صلى الله عليه و آله ميان دو فردى كه با هم متناسب بودند ، پيمان برادرى بست و خودش دست على بن ابىطالب عليه السلام را گرفت و فرمود : اين هم برادر من است . حُذيفه در ادامه مىگويد : رسول اللّه صلى الله عليه و آله كه سيّد المرسلين و امام المتقين و رسول ربّالعالمين بود و هيچ نظير و شبيهى در ميان مردم نداشت ، با على ابن ابىطالب برادر بود . « 2 »
به نظر مىرسد خبر سعد بن حذيفه همان روايتى است كه ابن اسحاق بدان اشاره كرده ، در آنجا كه گفته است : « به ما خبر رسيده است كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود : پناه مىبريم به خدا از اينكه به وى چيزى را نسبت دهيم كه نفرموده است . براى خدا ، دو نفر دو نفر با هم پيمان برادرى ببنديد سپس خودش دست على عليه السلام را گرفت و فرمود : اين هم برادر من است . پس رسول اللّه صلى الله عليه و آله كه سيّد المرسلين و امام المتقين و رسول ربّ العالمين بود و هيچ شبيه و نظيرى نداشت ، على بن ابىطالب صلى الله عليه و آله را به عنوان برادر خود برگزيد » .
هامش
( 1 ) . دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 142 و از او در مستدرك الوسائل ، ج 4 ، ص 17 و مثل همين در الجعفريات ، ص 42 .
( 2 ) . امالى شيخ طوسى ، ص 587 و از او در بحارالانوار ، ج 38 ، ص 333 و ابن طاووس در الطرائف ، ص 28 آن را به نقل از مناقب ابن مغازلى ، ص 42 آورده است ، چنان كه در بحار الانوار ، ج 38 ، ص 346 بدان اشاره شده است .