كلينى در فروع كافى با سندى از عبدالاعلى موسى آل سام نقل كرده است : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : طول ديوارهاى مسجد النبى صلى الله عليه و آله چقدر بودهاست ؟ فرمود : سه هزار و ششصد ذرع شكسته بود . « 1 »
كلينى با اسناد از عبداللّه بن سنان نقل كرده است .
سپس گرماى شديد مسلمانان را اذيت مىكرد ، براى همين به آن حضرت فرمودند : يا رسول اللّه صلى الله عليه و آله ، اگر اجازه بدهيد ، براى مسجد سقف بنا كنيم . آن حضرت صلى الله عليه و آله اجازه داد . آنگاه با تنهء درختان نخل ، پايهها را آماده كردند و برگ و ليفهاى نخل و گياه خوشبوى اذخر را بر روى آن ريختند .
به همين صورت در آن نماز خواندند تا باران باريد و زمين آن گِلى شد . به رسول اللّه صلى الله عليه و آله عرض كردند : اگر اجازه دهيد ، مسجد را مسقف كنيم . آن حضرت فرمود : نه ، سقفى باشد همانند سقف موسى عليه السلام . سقف مسجد به همين صورت باقى بود تا آن حضرت رحلت كرد .
تشريع اذان
در سال اول هجرى اذان تشريع شد . محمد بن اسحاق با سند خود از عبداللَّه بن زيد نقل مىكند :
هنگامى كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله وارد مدينه شد ، مردم در وقت نماز ، بدون هيچ گونه اعلامى ، به دور آن حضرت جمع مىشدند و يهوديان به وسيلهء بوق « 2 » هم كيشان خود را براى نماز فرا مىخواندند و لذا رسول اللّه صلى الله عليه و آله نيز خواست بوقى شبيه بوق يهود براى مسلمانان تهيه كند ، اما از آن خوشش نيامد ، براى همين دستور داد كه ناقوسى را تهيه كنند تا به وسيلهء آن مردم را به نماز دعوت كنند .
اهل سنت از عبدالله بن زيد روايت كردهاند كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد : در رؤيا ديدم مردى از مقابل من گذشت او دو پيراهن سبز بر تن داشت و ناقوسى را بر دوش خود حمل مىكرد . به او گفتم :
اى بندهء خدا آيا اين ناقوس را نمىفروشى ؟ گفت : مىخواهى آن را چه كنى ؟ گفتم : مىخواهيم كه با آن وقت نماز را اعلام كنيم . گفت : آيا به تو چيزى را ياد ندهم كه بهتر از ناقوس باشد ؟ گفتم : آن چيست ؟ و در اين حال فصول نماز را بازگو كرد .
هامش
( 1 ) . فروع كافى ، ج 1 ، ص 81 و 317 و به نقل از صدوق در من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 75 و شيخ طوسى در تهذيب ، ج 1 ، ص 327 و وسائل الشيعه ، ج 3 ، ص 546 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 19 ، ص 131 به نقل از المنتقى كازرونى .