سمهودى با رد اين نظر مىنويسد : ثنيات الوداع از جهت مكه نيست و كسى كه از طرف مكه وارد مدينه مىشود ، آن را نمىبيند و از آن نمىگذرد ، مگر آنكه كسى بخواهد به طرف شام برود ؛ زيرا در جهت شام قرار دارد . و ظاهراً مستند كسانى كه آن را از جهت مكه قرار دادهاند همان سخنان زنانى است كه اين اشعار را به هنگام ورود آن حضرت مىخواندند و خانههاى بنى ساعده در جهت شام قرار دارد و شايد كه آن حضرت از همين جهت وارد مدينه شده است .
لكن كسانى كه اين خبر را روايت كردهاند ، گفتهاند : سپس به سمت راست متمايل شد تا در قباء اقامت نمود . در اين صورت آيا قبل از اقامت در قباء از بنى ساعده گذشته است ؟ ! اين مطلب خيلى بعيد به نظر مىرسد .
بناگذارى مسجد النّبى
از على بن ابراهيم قمى نقل شده است : آن حضرت صلى الله عليه و آله همراه اصحابش در زمين وسيعى كه محّل خشك كردن خرما بود ، نماز مىخواندند . آن گاه رسول اللّه صلى الله عليه و آله به اسعد بن زراره فرمود : اين مكان را از صاحبانش خريدارى كن . او آن را به ده دينار خريد . در اين زمين مُردابى وجود داشت كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله دستور داد آب آن را به جاى ديگرى روانه كنند . همچنين از آنها خواست كه خشت بزنند .
آنگاه جاى پايههاى ديوارها را كَندند . سپس دستور داد كه سنگ بياورند . آنان از سنگلاخ سياهى كه در خارج ديوارهاى قلعه مدينه قرار داشت ، سنگهايى را براى پايه چينى به آنجا حمل كردند .
خود رسول اللّه صلى الله عليه و آله در اين كار شركت كرد و سنگى را در بغل گرفته و حمل مىكرد كه اسيد بن خضير پيش آمد و عرض كرد : اجازه بدهيد كه من آن را حمل كنم . « 1 » رسول اللّه صلى الله عليه و آله به وى فرمود : نه ، برو سنگ ديگرى را بياور .
به اين ترتيب سنگها را حمل كردند تا پايهء ديوار را با آن پر كردند و پايه چينى را به اتمام رساندند . آنگاه پايين ديوار را دو خشتى و ميانهء آن را يك خشت و نيمه و بالاى آن را يك خشتى بنا كردند تا ديوار به اندازهء يك قامت در صد ذراع به اتمام رسيد .
هامش
( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 159 ، قصص الانبياء ، ص 338 .