پس جبرئيل به زمين هبوط كرد و بالاى سر آن حضرت و ميكائيل پايين آن حضرت نشستند و در اين حال جبرئيل مىگفت : به ! به ! چه كسى مثل تو است اى پسر ابوطالب ، به خدا قسم كه ملائكه به تو افتخار مىكنند !
خداوند در شأن على عليه السلام اين آيه را نازل كرد :
« وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ » « 1 » ؛
و از ميان مردم كسانى هستند كه جان خويش را براى كسب رضاى خداوند ، فدا مىكنند .
منزلگاههاى مسير هجرت
طبرسى در اعلام الورى مىنويسد : پس از آن كه رسول الله صلى الله عليه و آله از غار خارج شد ، ابن اريقط او را از ميان كوهها به راه نخله راهنمايى كرد . آنها جز به مقدار كمى به مسير اصلى بازنگشتند و مسير را از بيراهه مىپيمودند . ابن اسحاق در سيرهاش نقل كرده است : وى آنها را از خرّار عبور داد . سپس از ثَنيّة المرّة ، مُدلجة لَقف ، مُدلِجة مِجاح ، مرجح ، ذى الغضوين يا العضوين ، وادى ذى كَثر ، جَداجِدْ از راه أجْرد ، ذاسلم از راه مُدِلجة تِعهِن ، قلعهء عبابيد ، الفاجّة يا القاحه ، العَرج و سپس گردنهء العائر يا عاشر عبور داد تا به وادى يَرْئم رسيدند . آنگاه آنها را به قُباء در ميان بنى عمروبن عوف برد و در اين هنگام دوشنبه ، دوازدهم ربيع الاول بود . « 2 »
در طى مسير در منزل امّ معبد توقّف كردند . او زن مريضى بود كه بيرون خيمه نشسته بود . آنها از او درخواست كردند تا مقدارى خرما و گوشت به آنها بفروشد . ام معبد گفت : اگر چيزى داشتيم از شما دريغ نمىكرديم . در اين حال رسول الله صلى الله عليه و آله به پشت خيمه نگاه كرد و پرسيد : اين گوسفند مال كيست اى ام معبد ؟ عرض كرد : اين گوسفندى است كه از گله باز مانده است . فرمود : آيا شير دارد ؟ عرض كرد : او ضعيفتر از آن است . فرمود : آيا اجازه مىدهى كه آن را بدوشم ؟ عرض كرد : بله ، اگر مىبينى
هامش
( 1 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، ص 64 - 65 و كلينى در الروضة ، ص 119 و شيخ طوسى در امالى ، ص 469 و كراجكى در كنزالفوائد از خطيب خوارزمى و در تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 39 ، آمده است و آيه در سوره بقره ( 2 ) ، 207 مىباشد .
( 2 ) . سيره ابن اسحاق ، ج 2 ، ص 136 .