ردّ امانات
قريش در زمان جاهليت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را « امين » مىناميدند ، براى همين اموال و دارايىهاى خود را نزد وى به امانت مىگذاشتند . همچنين افرادى كه در هنگام موسم حج وارد مكه مىشدند ، دارايىهاى خود را به او مىسپردند و اين كار پس از نبوّت آن حضرت هم ادامه داشت . براى همين به على عليه السلام دستور داد كه در مكه بماند و صبح و شام در ابطح فرياد بزند : هر كسى كه نزد محمد صلى الله عليه و آله امانت يا وديعهاى دارد ، بيايد و آن را پس بگيرد . سپس به على عليه السلام فرمود : آنها هيچ آسيبى به تو نخواهند رسانيد و تو با صداى بلند و در ميان جمع امانتهاى مردم را به آنها تحويل بده و بدان كه من دخترم را به تو مىسپارم و هر دوى شما را به خدا مىسپارم و او نگهدار شما است .
سپس به او دستور داد كه مركبهايى را براى خود و فواطم و كسانى از بنىهاشم كه قصد هجرت به مدينه دارند ، خريدارى كند و فرمود : پس از آنكه اين كارها را انجام دادى ، آمادهء هجرت به سوى خدا و رسولش باش و پس از آنكه نامهء من به تو رسيد بى درنگ حركت كن . سپس به مدت سه روز در غار مكث كرد و آنگاه به سوى مدينه حركت كرد . « 1 »
ابن شهر آشوب به نقل از ثعلبى در تفسيرش و ابن عقبه در كتاب ملحمه و ابى السعادت در فضائل العشرة و غزّالى در احياءالعلوم و كيمياى سعادت با روايت از ابى يقظان ( عمار بن ياسر ) و از طريق خاصه ، از ابن بابويه و ابن شاذان و كلينى و طوسى و ابن عُقده و ابن فياض و عبدلى و صفوانى و ثقفى با سندهايشان از ابن عباس و ابى رافع و هند بن ابى هاله از نبى اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكنند كه فرمود :
خداوند به جبرئيل و ميكائيل وحى فرمود : من بين شما برادرى ايجاد كردم و عُمر يكى از شما را طولانىتر از عُمر ديگرى قرار دادم . حال كدام يك از شما حاضر است كه خود را فداى برادرش كند ؟
هر دوى آنها از مرگ كراهت داشتند .
پس خداوند به آنها وحى كرد : آيا مثل ولى من ، على بن ابىطالب نيستند كه بين او و پيامبرم ، محمد صلى الله عليه و آله برادرى برقرار كردم و على جان خويش را فداى پيامبر صلى الله عليه و آله نمود ؟ او در جاى پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيده است تا آن حضرت صلى الله عليه و آله جان سالم به در ببرد ، حال به زمين برويد و او را از دشمنان در امان نگه داريد .
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسى ، ص 467 - 468 ، ؛ بحارالانوار ، ج 19 ، ص 63 ؛ حلية الابرار ، ص 90 ؛ اعلام الورى ، ص 374 - 375 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، ص 57 .