تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
در اين هنگام رئيس جلسه گفت : رأى درست را گفتى اى اباالحكم . سپس رو به ديگران كرد و گفت : اين رأى درست است و آن را عوض نكنيد و زبان‌هايتان را نگه داريد تا اين امر مخفى بماند و همگى پراكنده شويد ، اما جبرئيل نبى اكرم صلى الله عليه و آله را از اين قضيه باخبر كرد . « 1 »

خوابيدن على عليه السلام در جاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله

وى در ادامه مىگويد : هنگامى كه جبرئيل نبى اكرم صلى الله عليه و آله را از اين قضيه باخبر كرد و به او دستور هجرت را صادر كرد ، آن حضرت صلى الله عليه و آله على را فراخواند و به او فرمود : اى على ، جبرئيل بر من نازل شده و به من خبر داده است كه قريش براى كشتن من جلسه تشكيل داده و نقشه‌اى ريخته‌اند . خداوند به من دستور داده است كه به شهر اقوام خودم هجرت كنم . براى اين كار همين امشب بايد به غار ثور بروم و خداوند به من فرمان داده كه به تو بگويم در جاى من بخوابى تا گمان كنند كه من در جاى خوابم هستم . على عليه السلام فرمود : اگر در جاى خواب شما بخوابم ، سالم مىمانيد ؟ فرمود : بله . على عليه السلام از روى خوشحالى تبسّمى كرد و به خاطر شكرگزارى از خبرى كه شنيده بود ، به سجده افتاد . او اوّلين كسى بود كه سجدهء شكر به جاى آورد و اولين نفر بعد از رسول الله صلى الله عليه و آله بود كه گونه‌اش را به علامت شكر گزارى بر خاك گذاشت . هنگامى كه سرش را بالا آورد ، رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود : در جاىِ من بخواب و پارچهء مرا به روى خود بينداز . اى على ، خداوند اولياى خويش را به اندازهء ايمان و منزلت دينى آنها امتحان مىكند و كسانى كه بيشتر از همه به بلا و گرفتارى مبتلا مىشوند ، انبياى الهى هستند و سپس كسانى كه به آنها نزديك‌تر مىباشند . اى عموزاده ، هر آينه خداوند تو را دربارهء من آن‌گونه امتحان كرده است كه ابراهيم خليل و اسماعيل ذبيح را امتحان كرد . پس صبر پيشه كن و بدان كه رحمت خداوند به احسان كنندگان نزديك است . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله او را در بغل گرفت و از شوق به گريه افتاد و على عليه السلام از فراق رسول الله صلى الله عليه و آله گريهء جانكاهى كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) . أمالى شيخ طوسى ، ص 463 - 465 ، حديث 35 . ( 2 ) . همان .