تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
بود . قريش مسلمانان را تحت فشار قرار مىدادند تا آنها را از دين يا سرزمينشان جدا كنند ، بنابراين آنها يا بايد دست از دين خويش برمىداشتند و يا مورد اذيت و شكنجه مشركان قرار مىگرفتند و يا از سرزمين خويش به سوى حبشه يا مدينه يا جاى ديگر فرار مىكردند . هنگامى كه قريش راه طغيان بر خداى عزوجل را پيش گرفتند و بر خلاف خواسته الهى كه خواهان كرامت آنها بود ، گام برداشتند و پيامبر خدا را تكذيب كردند و مسلمانانى كه خدا را عبادت مىكردند و پيامبرش را تصديق مىنمودند ، مورد اذيت و آزار قرار دادند و آنها را از خانه و كاشانهء خويش آواره كردند ، خداوند عزّوجل به پيامبرش در هنگام بيعت گرفتن ، اجازه داد كه براى جنگ و همكارى در مبارزه با ظلم و طغيان گرى از انصار بيعت بگيرد . پس از آن كه خداوند اجازه داد كه پيامبر براى همكارى در جنگ از انصار بيعت بگيرد و عده‌اى از انصار با همين قرار با وى بيعت كردند و به تدريج عده‌اى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه پناه بردند ، آن حضرت به بقيهء مسلمانانى كه در مكه بودند ، دستور داد كه به مدينه هجرت كنند و به برادران انصار خويش بپيوندد و به آنها فرمود : همانا خداوند براى شما برادران و سرزمينى را قرار داد كه در آن آرامش مىيابيد . به دنبال آن ، مسلمانان گروه گروه و به تدريج از مكه خارج شدند و رسول الله صلى الله عليه و آله در مكه باقى ماند و منتظر اذن الهى براى هجرت ماند . در اين ميان ، اولين كسى كه به مدينه هجرت كرد ، ابوسلمه ، عبدالله بن عبدالأسد مخزومى بود كه بعد از بازگشت از حبشه روانهء مدينه شده بود ، زيرا شنيده بود كه عده‌اى از انصار ، اسلام آورده‌اند و هجرت وى يك سال قبل از بيعت عقبه صورت گرفته بود . « 1 »

توطئه براى قتل نبى اكرم صلى الله عليه و آله

صدوق در الخصال از جابر جُعفى از امام باقر عليه السلام از امام على عليه السلام نقل مىكند : قريشىها دائماً براى كشتن نبى اكرم صلى الله عليه و آله نقشه مىكشيدند تا اين‌كه در يوم الدار در دارالندوه به نتيجه رسيدند . آن‌ها تصميم گرفتند كه از هر يك از طوايف قريش ، جوانى را انتخاب كنند و همهء آنها به صورت دسته جمعى بر
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 110 - 111 .