آنها گفتند : واى بر تو عدّاس ! مواظب باش كه تو را از دينت خارج نكند ، زيرا دين تو بهتر از دين او مىباشد .
پس از آن كه رسول الله صلى الله عليه و آله از ثقيف مأيوس شد . از طائف به مكه بازگشت . « 1 »
سپس ابن اسحاق اخبارى را نقل مىكند كه بر اساس آنها نبى اكرم صلى الله عليه و آله در ايام موسم حج و عمره به قبايل عرب مراجعه مىكرد و اين كار پس از رجوع آن حضرت صلى الله عليه و آله از طائف بوده است . همين اقدامات منجر به بيعت عدهاى از انصار با آن حضرت صلى الله عليه و آله در عقبه شد .
ابن اسحاق از ابن شهاب زُهرى نقل مىكند : نبى اكرم صلى الله عليه و آله به منازل كنده رفت و آنها و به خصوص رئيسشان مُليح را به اسلام دعوت كرد ، اما آنها از پذيرش دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله خوددارى كردند .
همچنين نزد بنى عامر بن صَعصَعة رفت و آنها را به اسلام دعوت كرد . يكى از افراد قبيله گفت : اگر ما با تو بيعت كنيم و سپس خداوند تو را بر همه پيروز گرداند ، آيا قول مىدهى كه رياست را پس از خود به ما واگذار كنى ؟
رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود : اين كار بر عهدهء خداوند است . او هر كسى را كه بخواهد برمى گزيند .
آن مرد هم گفت : آيا مىخواهى كه ما را به وسيلهء اعراب به كشتن دهى و خودت سالم بمانى و پس از آنكه بر همه غالب شدى ديگران را بر ما حاكم كنى ؟ ما احتياج به دعوت تو نداريم .
سپس آن حضرت ، نزدِ تيرهاى از بنى كلب كه به آنها بنى عبدالله گفته مىشد ، رفت و آنها را به سوى اسلام دعوت كرد ، اما آنها دعوت او را نپذيرفتند .
همچنين نزد قبيلهء بنى حَنيفه رفت و آنها را به اسلام دعوت كرد ؛ اما هيچ يك از قبايل اعراب به زشتى آنها ، جواب ردّ به آن حضرت ندادند . « 2 »
مقدمات هجرت به مدينه
پيامبراكرم صلى الله عليه و آله مُصعب بن عُمير را به مدينه فرستاد تا به اهالى آن قرآن بياموزد و آنها را به اسلام دعوت كند . اسعدبن زُراره همراه او به سوى مدينه حركت كرد و او را در منزل خودش جاى داد . پس
هامش
( 1 ) . طبرسى خبر هجرت به طائف و برادران سه گانه و عدّاس را از دلائل النبوة بيهقى به نقل از زُهرى نقل كرده است .
( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 2 ، ص 60 - 66 .