تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
اين جوان محمد بن عبداللّه بن عبدالمطلّب ، برادرزادهء من است و اين نوجوان على بن ابىطالب ، برادرزادهء ديگر من و اين زن هم خديجه دختر خويلد مىباشد . برادرزاده‌ام به من گفته است كه پروردگار آسمان‌ها و زمين به او دستور داده است كه از اين دين پيروى كند و به خدا قسم كه در تمام دنيا كسى به غير از اين سه نفر به اين دين عقيده ندارد . « 1 » از مسند احمد با سندى از ابن عبّاس « 2 » و از تاريخ طبرى و بلاذرى و جامع ترمذى و الابانة از عُكبرى و الفردوس ديلمى و فضائل‌الصحابة إبن حنبل با أسنادشان از زيد بن أرقم از نبى اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود : اوّلين كسى كه با من نماز خواند على عليه السلام بود . « 3 » از ابن حنبل در مُسندالعشَرةَ و فضائل‌الصحابة و از ترمذى در الجامع‌الصحيح و از نَسوَى در المعرفة و ابن بُطةالعُكْبَرى در الابانة با أسنادشان از حبةالعُرنى نقل شده است كه گفت : شنيدم كه على عليه السلام مىگويد : « من اوّلين كسى بودم كه با رسول‌اللّه صلى الله عليه و آله نماز مىخواندم . » ابن حنبل در مسندالعشرة و فضائل‌الصحابة از عُرنى از على عليه السلام نقل كرده است كه سه بار فرمود : « خدايا هيچ كس از امت تو را نمىشناسم كه قبل از من تو را عبادت كرده باشد ، غير از پيامبر تو . » در مسند ابى يعلى چنين آمده است : « بعد از پيامبر خدا ، كسى از اين امت را نمىشناسم كه قبل از من خدا را عبادت كرده باشد . » در مسند احمد و ابى يعلى از عُرنى از على عليه السلام آمده است كه فرمود : « هفت سال قبل از اين كه مردم نماز بخوانند ، نماز خواندم . » « 4 » از سنن ابن ماجه قزوينى و تاريخ طبرى از عبّاد بن عبدالله رواجنى نقل شده است كه گفت : از على عليه السلام شنيدم كه مىفرمايد : « من ، عبدالله و برادر رسول‌الله صلى الله عليه و آله و صدّيق اكبر هستم . هيچ كسى اينها
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 30 - 31 و قديمىترين كسى كه در اين مورد بحث كرده است ، متكلم معتزلى متقدّم ، شيخ ابوجعفر اسكافى ( متوفّى 240 ه . ق ) بوده است كه در كتابش : المعيار و الموازنه ، ص 66 - 78 با تحقيق شيخ محمودى به اين مسأله پرداخته است و ابن ابى الحديد در شرح نهج‌البلاغه اخبار و نظرات بسيارى را از إسكافى نقل مىكند و هم‌چنين قاضى نعمان مصرى ( ت 363 ه . ق ) در كتاب شرح الاخبار ، ص 178 - 191 به اين مسأله پرداخته است . ( 2 ) . مسند امام احمد ، ج 1 ، ص 373 . ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 93 . ( 4 ) . مسند احمد ، ج 1 ، ص 99 و مسند ابى يعلى ، ص 31 با سندى از حبةالعُرنى .