سورههاى نمل و قصص و إسراء و يونس و هود و يوسف و حتّى سورهء حجر كه از سورههاى نازل شده پس از شعراء مىباشد ، با مشركين گفتگو كرده و آنها را ملامت مىكند .
بنابر اين بعيد به نظر مىرسد كه دعوت از خويشاوندان نزديك ، بر حسب آيهء « وَ أنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْربَينَ » حاصل شده باشد ، زيرا سورهء شعراء چهل و هفتمين سورهء نازل شده مىباشد و مرحلهء قبل از آن به صورت دعوت سرّى نبوده است ؛ يعنى اين آيه در حدود سه سال پس از دعوت علنى و عمومى نازل شده است كه اين با دعوت خصوصى خويشاوندان پس از اين مدت طولانى متناسب نيست . مگر اين كه بگوييم اين دعوت خصوصى براى اتمام حجت عليه آنها بوده و مىخواسته كه وصّى خويش را از ميان آنها انتخاب كند و به اين وسيله براى آنها اثبات شود كه دعوت او از سوى عالم غيب است و او به استمرار كار خويش اطمينان دارد ، و براى همين ، به وصّى براى بعد از خود احتياج دارد . كه نظر صحيح همين است .
مسألهء جانشينى على عليه السلام در اوايل بعثت
ممكن است بگوييم كه دعوت از خويشاوندان پس از قطع رابطه و تبعيد بنى هاشم در شِعب ابى طالب به وسيلهء قريش در حدود سال ششم بعثت بوده است . اين بنا بر آن چيزى است كه فرات بن ابراهيم كوفى در تفسيرش با سندى از ابى رافع ، غلام عباس بن عبدالمطلب ، نقل كرده است . او مىگويد :
رسولالله صلى الله عليه و آله فرزندان و نوادههاى عبدالمطلب را در شِعب جمع كرد و براى آنها ، كه در آن هنگام چهل نفر بودند ، ران گوسفندى را طبخ كرد ، همگى از آن غذا خوردند و سير شدند ، سپس ظرفى از شير ( يا دوغ ) را آورد و همهء آن چهل نفر از آن ظرف نوشيدند و سيراب شدند .
در اين هنگام ابولهب پيشدستى كرد و گفت : به خدا قسم كه هر كدام از ما به تنهايى يك برّه را مىخورد و به طور كامل سير نمىشود و هر كدام از ما يك ظرف پر از شراب مىنوشد و سيراب نمىشود و پسر ابى كبشه « 1 » ما را به يك ران گوسفند و يك ظرف شير ( يا دوغ ) مهمان كرده است و همگى سير و سيراب شدهايم و اين نمىتواند چيزى جز يك سحر و جادوى آشكار باشد !
هامش
( 1 ) . اين مرد ، يكى از افراد خزاعة بوده است كه با بت پرستى قريش مخالفت مىكرد و چنان كه در النهايه جزرى آمده است ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را به او تشبيه كردند .