بيرون روستا صداى الاغ در مىآوردند و تكهاى از استخوان يا دندان روباه را به گردن مىآويختند ! آنها هنگامى كه در صحرا گم مىشدند ، لباسهايشان را در مىآوردند و آن را وارونه مىپوشيدند تا به خانوادهشان بازگردانده شوند ! و عجيب اينكه به هنگام مسافرت ، نخى را به شاخهء درختى گره مىزدند و هنگام مراجعت ، اگر آن را به همان شكل اوليّه مىديدند ؛ خوشحال مىشدند و به وفا و عدم خيانت همسرانشان مطمئن مىشدند و امّا اگر آن را نمىيافتند يا گرهاش را باز شده مىديدند ؛ زنانشان را به خيانت در غياب خويش متهم مىكردند ! آنها به هنگامى كه دندانى از داندانهاى اطفالشان مىافتاد ، آن را به سوى خورشيد پرتاب مىكردند و مىگفتند : اى خورشيد ، دندانى بهتر از اين به ما عنايت كن ! و اگر زنى ، فرزندانش پس از تولد مىمردند ، فرد كشته شدهاى را هفت مرتبه در بغل مىگرفت و عقيده داشتند كه اين كار براى زنده ماندن فرزندانش مفيد است !
اينها نمونههايى از خرافاتى است كه بر محيط زندگى عرب جاهلى سايه افكنده بود و دوران سياه و تاريكى را پديد آورده بود كه مانع از رشد عقل و انديشه آنها مىشد .
زن در جامعهء جاهلى
زن به مثابهء كالايى بود كه مثل حيوانات خريد و فروش مىشد و هيچ ارثى به وى نمىدادند ، بلكه او را نيز به همراه اموال ديگر به ارث مىبردند و مردان هيچ حد و مرزى براى ازدواج با آنها نداشتند و گاهى از آنها كنارهگيرى مىكردند تا بعضى از اموالى را كه به آنها دادهاند ؛ پس بگيرند . آنها با همسران پدرانشان ازدواج مىكردند و مانع از ازدواج مجدّد همسران مطلقهء خويش مىشدند و به آنها اجازهء ازدواج مجدّد نمىدادند ، مگر آنكه در قبال آن مالى را بگيرند .
براى آگاهى از نظر اسلام دربارهء زن ، همين بس كه به خطبهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله در حجّةالوداع اشاره كنيم كه فرمود :
« اى مردم ، زنان شما بر شما حقى دارند و شما هم بر زنانتان حقى داريد . اما حقّ شما اين است كه به شما خيانت نكنند و بدون اجازهء شما به بيگانهاى اجازهء ورود به خانههايتان را ندهند و دنبال فحشا و منكر نباشند . در غير اين صورت خداوند اجازه داده است كه از آنها كنارهگيرى كنيد و با آنها همبستر نشويد و آنان را به آرامى تنبيه كنيد .