تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
ه ) پى كردن شترى بر سر قبر ميت ! هنگامى كه شخص كريم و بزرگى از آنها فوت مىكرد ، شترى را براى پذيرايى از مهمان‌ها نحر مىكردند . اين شتر را بر بالاى قبر ميت نحر مىكردند تا ميّت را تكريم كرده باشند ! و ) درمان بيماران به عقيده آنها اگر مار و عقرب گزيده ، تكه‌اى از مس به همراهش داشت ؛ مىمُرد و براى همين گردن بندى از طلا و نقره به گردنش مىآويختند تا درمان شود و اگر شخصى به وسيلهء سگ هار گزيده مىشد ، مقدارى از خون بزرگ قبيله يا شيخ عشيره را بر جاى زخم مىگذاشتند تا شفا يابد ! اين رسم در اين بيت معروف آمده است :
احلامكم لسقام‌الجهل شافية * كما دماؤكُمُ تَشفى من‌الكَلَبِ
بُردبارى شما بيمارى خشم و غضب را شفا مىدهد چنان‌كه خون‌هاى شما بيمارى هارى را درمان مىكند . هنگامى كه آثار جنون در يكى از آنها ظاهر مىشد ، براى طرد ارواح شرير به استخوان‌هاى اموات و پارچه‌هاى آلوده به كثافت و ناپاكى پناه مىبردند و آنها را بر گردن بيمار مىآويختند . و براى دفع جنون از جنين و اطفال ، دندان گربه يا روباه را به نخى مىآويختند و آن را بر گردن آنها مىانداختند . و هنگامى كه مادرى در دهان يا لب‌هاى فرزندانش دُمَل و زخم‌هايى را مىديد ؛ طبقى را بر سرش مىنهاد و در ميان تمام قبيله به جمع‌آورى نان و خرما مىپرداخت و آن‌گاه آنها را به سگ‌ها مىخورانيد تا فرزندانش بهبودى يابند ! زنان ديگر مواظب بودند كه مبادا فرزندانشان از آن نان و خرما چيزى بخورند كه به آن بيمارى مبتلا شوند . اگر بيمارىِ يكى از آنها استمرار مىيافت ؛ مىگفتند كه مار يا جنّى را كشته است و براى عذر خواهى از جنّ ، شترى از گل مىساختند و مقدارى خرما و گندم و جو بر آن مىنهادند و آن را در ميان دره‌ها رها مىكردند . پس اگر مىديدند كه چيزى از خوراكىها مورد استفاده قرار گرفته است ، پيش خود مىگفتند كه هديه پذيرفته شده و بيمار به زودى خوب خواهد شد و الّا مىگفتند : آنها هديه را قابل ندانسته و آن را قبول نكرده‌اند ! اعراب جاهلى به هنگامى كه وارد روستايى مىشدند و از اجنّه و طاعون مىترسيدند ؛ ده مرتبه در