شد و در اين ستون ، آويزان خواهد شد » . آن حضرت ( ع ) در آن هنگام ، به ستون هفتم آن مسجد ، اشاره فرمود ) . او همچنين در پاورقى آن صفحه ، به صفحه 195 از كتاب « شهداء الفضيلة » ، اشاره مىكند .
گويا وساطت عمر بن يحيى با آنچه ابن اثير ، درباره برگرداندن حجرالاسود به مكه ، در سال 339 هجرى ، روايت كرده است ، همخوانى دارد . ابن اثير در اينباره مىگويد :
بجكم « 1 » ، به منظور برگرداندن حجرالاسود ، پنجاه هزار دينار به آنان بخشيد . اما آنان به خواسته او پاسخ ندادند . آنان هماكنون حجرالاسود را بهصورت رايگان ، در ماه ذىالقعده برگرداندند . هنگامى كه خواستند آن را برگردانند ، آن را به كوفه بردند و در مسجد جامع آنجا آويزان كردند تا اينكه مردم آن را مشاهده كردند . سپس از سال 319 هجرى آنجا بود تا اينكه آن را به مكه بردند .
تاريخى كه ما آن را تخمين زدهايم ، با مطلبى كه سيد جعفر بحرالعلوم ، در كتاب « تحفة العالم » ، آورده است ، تأييد مىگردد ؛ چنانكه مىگويد :
سيد ابوعلى عمر ، پيشواى بزرگوارى است كه خداوند ، حجرالاسود را به دست او ، به مكه برگرداند ؛ هنگامى كه قرمطىها در سال 317 هجرى ، مكه را غارت كردند و حجرالاسود را برداشتند و به كوفه آوردند . سپس آن را به ستون هفتم مسجد كوفه آويزان كردند كه داستان آن طولانى است .
سيد ابوعلى عمر ، اميرحاجيان بود . او حجرالاسود را در سال 339 هجرى ، به مكان خود در كعبه بازگرداند . حجرالاسود به مدت 22 سال در كوفه باقى ماند . اين سيد بزرگوار ، با حلالترين دارايىهاى خود ، گنبد جدش اميرمؤمنان ( ع ) را ساخت . او از اولاد حسين ذى الدمعة است . او ابوعلى عمر ابن يحيى است كه در كوفه بود . فرزند حسين النقيب الطاهر بن ابى
هامش
( 1 ) . نامش ابوالحسين و مشهور به ماكانى است . او غلام تركنژادى بود كه در عصر راضي بالله و متقي لِله ، اميرالأمراى بغداد و حاكم واسط شد . ( مترجم )