نموده باشد ؛ چنانكه محمد حسين حرز الدين ، به نقل از كتاب « تاريخ طبرستان » كه به زبان فارسى نوشته شده و آن را به ابن اسفنديار نسبت داده است ، به اين مطلب اشاره نموده است . « 1 » آنچه روايت ابن اسفنديار را تأييد و تصديق مىنمايد ، روايتى است كه علامه مجلسى ، به نقل از « محمد بن على ابن رحيم شيبانى » آورده است كه مىگويد :
من و پدرم على بن دحيم و عمويم حسين بن دحيم ، در سال دويست و شصت و اندى ، شب هنگام ، درحالىكه من خردسال بودم و همراه ما گروهى بودند كه تغيير قيافه داده بودند ، به غرى ، براى زيارت قبر سرورمان ، اميرمؤمنان ( ع ) رفتيم . هنگامى كه نزديك قبر آمديم ، درحالىكه در آن هنگام سنگهاى سياه اطراف قبر بود و بنايى پيرامون آن وجود نداشت و در مسير آن ، به جز مقام حضرت مهدى ( عج ) « قائم غرى » ، چيز ديگرى نبود . . . . « 2 »
اين روايت در هر دو چاپ كتاب « الفرحة » ، داراى اشتباه چاپى يا اشتباه در برداشت از اصل روايت يا اشتباه در اصل روايت است . در چاپ موسوى چنين آمده است : « در آن روز ، قبرى وجود داشت كه اطراف آن را سنگهايى به منظور پشتيبانى از آن فراگرفته بود و هيچگونه بنايى در آن وجود نداشت » . « 3 » در چاپ نجف آمده است : « در آن روز ، پيرامون قبر امام على ( ع ) سنگهايى براى استحكام آن وجود داشت و هيچ بنايى در آن وجود نداشت » . « 4 » براساس هرگونه برداشت از اين دو روايت ، نكتهاى كه بيانگر وجود بنا نزد ابن طاووس باشد ، وجود ندارد . روايت علامه مجلسى يا كتاب « الفرحة » ، تا حد زيادى ، با حكايت نبش قبر امام على ( ع ) كه از آن صحبت خواهيم كرد ، همخوانى دارد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : تاريخ النجف الاشرف ، محمد حسين حرز الدين ، ج 2 ، ص 71 . به نقل از تاريخ طبرستان ، ج 1 ، ص 95 .
( 2 ) . ر . ك : بحارالانوار ، ج 42 ، ص 315 .
( 3 ) . ر . ك : الفرحه ، ابن طاووس ، چاپ موسوى ، ص 164 .
( 4 ) . ر . ك : الفرحه ، ابن طاووس ، چاپ نجف ، ج 2 ، ص 139 .