كه محقق دچار آن شده است يا شايد علتش اين باشد كه هنگام چاپ ، جملهاى از روايت حذف شده باشد كه محقق به آن توجه نكرده است . مسعودى ، دستور متوكل براى تخريب قبر امام حسين ( ع ) و نيز بلاهايى را كه بر سر علويان و شيعيان آنان آورد ، ذكر مىكند و سپس مىگويد :
وضعيت همچنان به شكلى بود كه آن را ذكر كرديم تا اينكه منتصر به خلافت رسيد . او به مردم امان داد و دست از آزار و اذيت آل ابىطالب برداشت و به مصيبتهاى آنان پايان داد و پيگيرى اخبار مربوط به آنان را رها كرد . هيچكس را از زيارت قبر امام حسين ( ع ) در حيره ، منع نكرد . همچنين براى زيارت ساير آل ابىطالب ، ممانعت ايجاد نكرد . دستور داد تا فدك را به فرزندان امام حسن و امام حسين بن على بن ابىطالب ( عليهم السلام ) برگردانند . وقفهاى آل ابىطالب را آزاد كرد . به شيعيان متعرض نشد و آزار و اذيتهاى آنان را بر طرف ساخت . « 1 »
اين سخن راوى كه هيچكس را از زيارت قبر امام حسين ( ع ) در حيره ، منع نكرد ، بىمعناست ؛ زيرا اصل اين متن به اين شكل مىباشد كه من مشاهده كردهام : « او هيچكس را از زيارت نجف حيره ، منع نكرد ؛ همانطورى كه هيچكس را از زيارت قبر امام حسين ( ع ) منع نكرد » . ما در صفحات پيشين مشاهده كرديم كه چگونه نجف الحيرة در نسخه چاپى كتاب « العقد الفريد » ، به « لحف الحيرة » تغيير پيدا كرده و تحريف شده است . در هر صورت ، زندگى منتصر ، خيلى ادامه پيدا نكرد ؛ زيرا در سال 248 ه . ق / 862 م ، پس از گذشت شش ماه از بر عهده گرفتن زمام خلافت ، از دنيا رفت .
عبارت سابق مسعودى كه ابن اثير نيز آن را تأييد و تقويت كرده است ، از اهميت ويژهاى برخوردار است ؛ زيرا بيانگر آن است كه اميرمؤمنان ( ع ) قبل از سال 263 هجرى ، داراى قبر معروفى بوده كه در همان مكان مشهور قرار داشته
هامش
( 1 ) . ر . ك : مروج الذهب ، ج 4 ، ص 135 .