تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
و آشنايى بيشتر با آنان با آنها پيوندى خانوادگى برقرار كند ، آن حضرت با او ازدواج كرد امّا پس از ازدواج در زير بغل او لكه‌اى سفيد مشاهده كرد و پس از دادن مهر و نفقه‌اى در حدّ متعارف او را طلاق داد و رها كرد . ب : زنى از خاندان نعمان به نام اميمه بنت نعمان بن شرحبيل كه رسول خدا ( ص ) بدان خاطر كه آن زن از كرانه‌هاى جنوبى جزيرة العرب بود قصد ازدواج با او را داشت تا در شرايطى كه گاه يك پيوند خانوادگى ميان بزرگان دو خانواده مانع بروز جنگ و خونريزى و سبب ايجاد صلح و دوستى ميان آنان مىشد و در حالى كه بر آن حضرت هيچ ايرادى و مانعى نبود كه با ايجاد چنين پيوندهايى به تحكيم روابط با قبايل اعراب بپردازد ، بدين وسيله آن مردمى را كه از او دور بودند به خود نزديك سازد و وحشت و ناآشنايى آنان را از ميان ببرد . دربارهء اين ازدواج روايت شده است با توجّه به اين كه در پاره‌اى موارد عقدهاى زناشويى از جانب اولياى دختر صورت مىگرفت و احتمال داشت آن دختر به ازدواج راضى نباشد رسول خدا ( ص ) هنگامى كه براى اوّلين بار قصد همبستر شدن با هر يك از زنان خود را داشت به آنان مىفرمود تا خود را به او هبه كنند . به همين دليل آن حضرت پس از آن كه با اين زن خلوت كرد به او فرمود : « خود را به من ببخش » ، امّا گرايشهاى جاهلى بر آن زن غلبه كرد و گفت : « آيا يك شاهزاده خود را به يك آدم كوچه و بازارى مىبخشد » و سپس ادامه داد كه : « [ از آنچه گفتم ] به خدا پناه مىبرم » . امّا رسول خدا ( ص ) به او فرمود : « از كار سنگينى به خداوند پناه مىبرى » . وى آنگاه او را طلاق داد و با خوشى رهايش كرد .

درس عبرت

779 - اين شرح همسران رسول خداست كه شمار آنان به سيزده تن مىرسيد كه دو تن از آنها يعنى خديجه كه مهربانترين و فاضلترين زن او بود و سال فوت او سال اندوه ناميده شد و نيز زينب امّ المساكين در دوران زندگى آن حضرت بدرود