در اين ميان رزمندگان مسلمان صد تن از افراد بنى المصطلق به اسارت درآورده بودند و چون رسول خدا ( ص ) جوبريّه را با اجازهء پدرش به ازدواج درآورد و او اسلام نيز آورده بود همهء مسلمانانى كه از اين خاندان اسير در اختيار داشتند اسيران خود را آزاد كردند و گفتند : « چگونه بستگان رسول خدا ( ص ) را در اسارت خويش باقى بداريم ؟ » .
بدين سان يكصد نفر از خاندان بنى المصطلق به سبب جوبريّه آزاد شدند .
عايشه در اين باره مىگويد : « هيچ كس بيش از جوبريّه براى قوم خود بركت نداشت كه به بركت او صد خانواده از قوم او از گرفتارى رها شدند » .
بنابراين در مورد اين ازدواج نيز مشاهده مىكنيم كه هدف رسول خدا ( ص ) از آن مصلحت اسلام و نيز آزادى اين گروه و تحقّق اين مهم بود كه بردهدارى بر رسول خدا ( ص ) نوشته نشود و براى هميشه اين پديده ممنوع باشد ، هر چند دشمنان از ما برده بگيرند . به عبارت ديگر رسول اكرم ( ص ) در اين ماجرا عملا اجازه نداد تا مسلمانان از دشمن برده بگيرند و در نتيجه چنين كارى را براى هميشه جايز بدانند . پس آنچه در اين ماجرا مسلّم است اين مىباشد كه به هيچ وجه انگيزهء شهوت در بين نبوده است .
9 - پيامبر اكرم ( ص ) همچنين با صفيّه دختر حيى بن اخطب ازدواج كرد . او در جريان فتح خيبر به همراه خواهر خود در شمار اسيران قرار گرفت و بلال در هنگام آوردن آن دو به اردوى مسلمانان آنها را از كنار كشتگان و اسيران خيبر گذراند و پس از آن رسول خدا ( ص ) او را بر اين كار ملامت كرد و فرمود : « آيا در قلب تو مهربانى نيست ؟ آيا اين دو جوان را از ميان كشتگانشان مىگذرانى ؟ » . سپس آن حضرت آن دو را بر يكى از صحابه عرضه داشت و به او پيشنهاد فرمود با يكى از آنها ازدواج كند و او با خواهر صفيّه ازدواج كرد و صفيّه تنها ماند و رسول خدا ( ص ) نيز با او ازدواج كرد تا او را شادمان و خشنود سازد و از جراحت دل او بكاهد .
10 - همچنين پيامبر ( ص ) با ميمونه دختر حارث بن حزن هلالى كه عبّاس
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 700
مساهمون: حسين صابري
ص٧٠٠