است ، ابن ابى الحقيق از دژ بيرون آمد و به مصالحه با رسول اكرم ( ص ) پرداخت » . « 4 »
گفتنى است كه رسول خدا ( ص ) بدان سبب اين دژها را به منظور ويران كردن آن به منجنيق بست كه اينها خانه هاى مسكونى نبودند و بلكه قلعهء مقاومت عليه سپاه اسلام بود .
از مجموعه مباحثى كه گذشت و از روايات مذكور دو نكته استفاده مىشود :
الف : دژهايى كه تا كنون از آنها نام برديم هر يك نام مجموعه اى از قلعه ها و برجهاست كه يكى پس از ديگرى بدون آن كه مورد تخريب قرار گيرد سقوط كرد و البته در هر يك از اين دژها يهوديان به مقاومت مىپرداختند و پس از آن كه ناگزير از فرار مىشدند به دژى ديگر كه پس از آن قرار داشت پناه مىبردند و به همين سبب نيز ابن اسحاق مىگويد : « پيامبر ( ص ) به نبرد دژهاى يهوديان يكى پس از ديگرى مىپرداخت » .
اين محاصره و گريزها ادامه داشت تا هنگامى كه يهوديان در آخرين دژها يعنى وطيح و سلالم گرد هم آمدند و همين امر سبب طولانى شدن محاصره و نبرد شد و هر چند محاصره ادامه داشت ، اما مقاومت يهوديان در داخل دژها نيز ادامه مىيافت ، تا آنجا كه رسول خدا ( ص ) ناگزير در انديشهء استفاده از منجنيق برآمد ، چرا كه دسترسى به سربازان يهود جز با ويران كردن اين دژها امكان نداشت و اينك همان حالت ضرورت و اضطرارى پيش آمده بود كه به موجب قوانين اسلام تنها در اين موارد استفاده از چنين ابزارهايى مجاز دانسته مىشود .
در اين هنگام بود كه يهوديان با دريافتن اين حقيقت كه ناگزير از ميان خواهند رفت تسليم شدند .
ب : نبرد خيبر سخت ترين نبردى بود كه مسلمانان با آن روبرو شدند ، چرا كه بر خلاف ساير جنگها كه رويارويى با دشمن در دشت باز صورت مىگرفت ، در
هامش
( 4 ) البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 199 .