بدين سان رسول خدا ( ص ) در سرتاسر زندگى و تا آخرين لحظه حيات خود به تبليغ رسالت پروردگار خويش همّت گماشته بود و حتّى آن هنگام كه در بستر مرگ قرار داشت به صفوف نماز گزاران و گروندگان به دعوت او نگريست و پس از آن كه از مشاهدهء آنان شادمان شد جان به جان آفرين تسليم كرد و روح مطهّر او به سوى ملكوت اعلى و به بارگاه رفيق رحيم و پروردگار مهربان پرواز كرد .
حقيقت تلخ امّا گريزناپذير
772 - هنگامى كه رسول خدا ( ص ) پردهء حجرهء خويش را كنار زد و تبسّمى كرد مسلمانان كه در صف نماز بودند چنين گمان كردند كه آن حضرت سلامتى خود را بازيافته است و به همين سبب آن قدر شادمان شدند كه نزديك بود نماز خود را بر هم زنند . آنان هرگز گمان نمىكردند كه اين آخرين وداع است و نگاهى به كامل شدن تبليغ و ديدن منظره عينى اين حقيقت كه تبليغ رسالت الهى كامل شده و اينك به پايان راه خود رسيده است .
روزى كه اين نگاه آخر و نگاه وداع از سوى رسول خدا ( ص ) صورت گرفت آن اجل مقدّر از سوى خداوند فرا رسيد ، در حالى كه ابو بكر از اين نگاه از سلامتى پيامبر اطمينان خاطر يافته به اقامتگاه خود در سنح رفته بود « 11 » . امّا او اندكى در سنح نماند كه از مرگ رسول اكرم ( ص ) خبر داده شد و به مدينه آمد تا سرمهء ديدار آن حضرت را كه اينك جسد در بستر خويش افتاده بود و همو هستى آسمانها و زمين بود به ديدهء خويش كشد . اكنون ادامهء اين ماجراى تلخ را به عايشه وا مىگذاريم و از زبان او مىشنويم . او مىگويد :
هامش
( 11 ) - البتّه هنوز از ياد نبردهايم كه در چند صفحه قبل مؤلّف اين ماجرا را آورد كه رسول خدا ( ص ) با يادآورى اصحاب احد در ميان مردم خطبه ايراد كرد و به نزديك بودن ارتحال خود اشاره فرمود و در همان جا مؤلّف گفت ابو بكر مفهوم اين اشاره پيامبر را دريافت و اظهار داشت : « بلكه جان و مال و فرزندان همه ما فداى تو باد » . - م .