گرفتند و يا به آزار او پرداخته بودند . رسول خدا ( ص ) تنها همين گروه را به اظهار ذلّت در برابر اسلام واداشت تا بدين سان فتنه رخت از ميان بربندد و غلبه تنها از آن دين خداوند باشد .
همچنين اين نكته را يادآور مىشويم كه هر چند ممكن است از اعرابى كه در انتظار غلبهء اسلام بر مخالفان خود يا غلبه مخالفان بر آن بودند گروهى بودهاند كه پس از از ميان رفتن همه موانع با پيروزى پيامبر ( ص ) واقعا اسلام را پذيرفتند كسانى نيز در ميان آنان وجود داشتند كه تنها خود را با دين قويتر همراه و همسو كرده بودند و همين گروهند كه قرآن كريم چنين از آنان ياد مىكند : « اعراب گفتند ايمان آوردهايم ، بگو ايمان نياوردهايد و بلكه بگوييد اسلام آوردهايم و [ بدانيد ] كه هنوز ايمان به دلهايتان راه نيافته است » « 32 » .
به هر حال ، هيأت بنى سعد زمانى وارد مسجد مدينه شد كه آن حضرت [ به همراه مسلمانان ] مشغول اداى نماز ميّت بود . آنان در گوشهاى از مسجد ايستادند و در نماز ميّت شركت نكردند . پس از پايان نماز هنگامى كه با رسول خدا ( ص ) ملاقات كردند آن حضرت از ايشان پرسيد : « آيا شما مسلمانيد ؟ » در پاسخ گفتند : « آرى » . پس آن حضرت فرمود : « بنابراين چرا در نماز بر جنازهء برادر خويش شركت نكرديد ؟ » آنان در پاسخ گفتند : « اى رسول خدا ( ص ) ما گمان مىكرديم تا با تو بيعت نكردهايم اين كار براى ما روا نيست » . امّا رسول اكرم ( ص ) در پاسخ فرمود : « در هر جا اسلام بياوريد مسلمان محسوب مىشويد و شما در همان سرزمين خود كه بودهايد گواهى دادهايد كه خدايى جز اللّه نيست و محمّد بنده و رسول اوست » .
اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) بدين اشاره دارد كه مسلمان شدن به بيعت نياز ندارد و با اداى شهادتين اسلام شخص محقّق مىشود .
هيأت بنى سعد پس از اين گفتگو با رسول خدا ( ص ) بيعت كرد و متعهّد شد
هامش
( 32 ) - حجرات / 14 .