يمن در پى وفات آن حضرت قصد برگشتن از اسلام را داشتند در ميان آنان برخاست و خدا و اسلام را به آنان يادآور شد و بدين ترتيب كسى از آن مردم مرتد نشد .
هيأت بنى سعد بن قضاعه
721 - اصولا اعراب در برخورد با اسلام به دو گروه تقسيم مىشدند :
الف : گروهى كه داوطلبانه و به انتخاب و بر اساس علاقهء خود به اسلام مىگرويدند كه همين گروه سنگ بناى اوّليّهء جامعه اسلامى و مقدّمهء گرويدن اعراب به اسلام - اعم از اعراب ساكن مناطق نزديك و يا مناطق دور جزيرة العرب - بودند .
ب : گروهى كه مىديدند محمّد ( ص ) و اصحاب او همه دشمنان سرسخت و همهء منكران را به تسليم در برابر خود و به اين وادار ساخته است كه آنان و پيروانشان فرمان حق را بپذيرند . آنها چارهاى جز اين پيش روى خود نمىديدند كه به اسلام خشنود شوند و به حضور رسول خدا ( ص ) برسند و خواهان آشنايى بيشتر با اين دين جديد شوند .
واقدى به سند خود از بزرگ هيأت بنى سعد از قبيلهء قضاعه روايت مىكند كه گفت : « به همراه تنى چند از خاندان خود به حضور رسول خدا ( ص ) رسيديم و اين در زمانى بود كه رسول خدا ( ص ) آباديها را [ يكى پس از ديگرى ] فتح كرده و اعراب را در مقابل خود به فرود آوردن سر تسليم و به اظهار اطاعت در پيشگاه خدا واداشته بود و مردم در مقابل او به دو گروه تقسيم شده بودند : گروهى با علاقه و تمايل به اسلام درآمده و گروه ديگر از شمشير اسلام بيم داشتند . ما پس از ورود به مدينه در سمتى از شهر فرود آمديم و سپس محلّ اردوى خود را ترك گفتيم و ، قصد مسجد كرديم و پيش رفتيم تا زمانى كه به مسجد رسيديم » .
در اينجا اندكى در اين اظهارات تأمّل مىكنيم و اظهار مىداريم كه بر خلاف آنچه او گفته ، رسول خدا ( ص ) هرگز مردم را به خوارى و اظهار ذلّت در مقابل خود وانداشت و تنها كسانى را به چنين چيزى ناگزير ساخت كه عليه او سلاح به دست