تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
خداوند بزرگ خداى تو و خداى كسانى كه پيش از تو بوده‌اند و كسانى كه پس از تو خواهند بود سوگند مىدهم آيا خداوند تو را فرمان داده است ما را به اين امر كنى كه تنها او را بپرستيم و هيچ چيز شريك او قرار ندهيم و اين شريكهايى را كه پدران ما مىپرستيدند به كنارى گذاريم ؟ » فرمود : « حتما آرى » . او ديگر بار گفت : « تو را به خداوند خداى تو و خداى كسانى كه پيش از تو بوده‌اند و كسانى كه پس از تو خواهند بود سوگند مىدهم آيا خداوند تو را فرمان داده است كه ما نمازهاى پنجگانه را به جاى آوريم ؟ » فرمود : « آرى » . سپس ضمام به بر شمردن يك يك واجبات دينى چون زكات و روزه و حج و ديگر آيينهاى عبادى اسلام پرداخت و در هر يك نيز رسول خدا ( ص ) سوگندى همانند آنچه گذشت مىداد و زمانى كه پرسشهاى خود را به پايان برد گفت : « اينك من گواهى مىدهم كه خدايى جز اللّه نيست و محمّد ( ص ) رسول اوست و من اين واجبات را انجام خواهم داد و از آنچه مرا از آن نهى كردى اجتناب خواهم ورزيد و نه بر آن خواهم افزود و نه از آن خواهم كاست » . وى پس از آن از حضور رسول خدا ( ص ) مرخّص شد و به سراغ شتر خود رفت ، [ بر آن سوار شد و ] به سوى خاندان خود بازگشت . هنگامى كه از مسجد بيرون رفت رسول اكرم ( ص ) فرمود : « آن مرد اگر راست گفته باشد به بهشت در آمده است » . ضمام به سراغ شتر خود رفت ، زانوى آن را باز كرد و به ميان خاندان خود برگشت . هنگامى كه به ميان آنان رسيد همه در پيرامون او گرد آمدند و نخستين سخنى كه او بر زبان آورد اين بود كه : « لات و عزّى نابود باد » . مردم ( كه بر اساس پندارها و اوهام خود بت را مقدّس و تعرّض به او را ناممكن مىدانستند ) با شنيدن اين سخن به ضمام گفتند : « ضمام مراقب باش ! از برص بترس ، از جذام بترس و از ديوانگى پروا كن » . او در پاسخ آنان گفت : « واى بر شما ! به خداوند سوگند اين دو بت نه سودى مىرسانند و نه زيانى . اينك خداوند پيامبرى برانگيخته و كتابى بر او نازل ساخته كه بدان وسيله شما را از وضعيّتى كه داشته‌ايد نجات مىدهد و اكنون من گواهى مىدهم