مىداشت . از جمله روايت شده است كه هنگامى كه او به همراه برادرش به سوى رسول اكرم ( ص ) حركت كرده و هر كدام بر يابويى سوار بودند پاى يابوى ابو حارثه لغزيد . فورا برادرش گفت : « شوم باد آن دور شده ! » از آنجا كه وى با اين گفته به رسول اكرم ( ص ) اشاره داشت ابو حارثه در پاسخ او گفت : « شومى از توست . به خداوند سوگند ، او همان پيامبر درس نخواندهاى است كه انتظار او را مىكشيدهايم » . برادرش كه اين سخن را شنيد پرسيد : « پس چه چيز باعث شده است با آن كه اين حقيقت را مىدانى از او پيروى نكنى ؟ » او گفت : « رفتارى كه اين قوم ( روميان ) با ما كردند و ما را از موقعيّتى برخوردار ساخته و از نظر مالى تأمين كردند و گراميمان داشتند . اكنون آنان هيچ چيز جز مخالفت با او را نمىپذيرند و اگر من از او پيروى كنم همهء آنچه را اكنون مىبينى از من مىگيرند » . برادر او كه نامش كرز بن علقمه بود با شنيدن اين سخنان علاقهء اسلام را در دل گرفت و پس از چندى مسلمان شد .
ابن اسحاق از ابن عبّاس روايت كرده است كه گفت : مسيحيان نجران و احبار يهود نزد رسول خدا ( ص ) گرد آمدند و در اين هنگام احبار يهودى گفتند : « ابراهيم تنها يك يهودى بود » و مسيحيان نيز مدّعى شدند كه ابراهيم يهودى نبوده و بلكه مسيحى بود . در اين هنگام خداوند اين آيات را نازل ساخت كه « اى اهل كتاب چرا دربارهء ابراهيم با يكديگر احتجاج و بحث مىكنيد در حالى كه تورات و انجيل پس از او نازل شده است ؟ پس آيا خردمند نيستيد ؟ اينك اين شماييد كه دربارهء آنچه مىدانستهايد مناقشه و احتجاج كردهايد ، پس چرا دربارهء آنچه بدان آگاهى نداريد بحث مىكنيد در حالى كه خداوند مىداند و شما نمىدانيد ؟ ابراهيم نه يهودى بود و نه مسيحى ، بلكه مسلمان و پاك بود و از مشركان نيز نبود . [ بنابراين نزديكترين و ] سزاوارترين مردم به ابراهيم همان كسانى هستند كه از او پيروى كردهاند و نيز اين پيامبر و كسانى كه ايمان آوردهاند . خداوند ولىّ مؤمنان است » « 23 » .
در همين ملاقات يكى از احبار يهود گفت : « اى محمّد آيا آن سان كه مسيحيان
هامش
( 23 ) - آل عمران / 68 - 65 .