تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
به خود دعوت مىكرد و آنها نيز مىپذيرفتند . امّا در مورد يهوديان پيش از اين ديديم كه چگونه با رسول خدا ( ص ) نفاق و عليه او قصد خيانت داشتند و پس از پذيرفتن تعهدّات و الزاماتى هنوز هم سعى مىكردند مردم را عليه او بشورانند . همچنين ديديم پيامبر ( ص ) از يهوديانى كه خارج از مدينه به سر مىبردند و در جوار او نبودند پيمان جزيه گرفت و در مقابل به آنان امان داد ؛ آن سان كه در پاسخ آن حضرت به نامهء يكى از حاكمان جنوب و هنگامى كه او نوشته بود در حوزهء حكومت او كسانى از يهوديان و زرتشتيان هستند كه مىخواهند بر دين خود باقى بمانند مشاهده كرديم كه آن حضرت به او فرمان داد از اين گروه جزيه بگيرد و در مقابل به آنان امان بدهد و آنان را از دين خود باز ندارد . امّا در مورد مسيحيان صرف نظر از موضع حكومت مسيحى و روم يعنى مسيحيان عرب و بويژه اعراب مسيحى جنوب اين حقيقت ملموس وجود دارد كه آنان داراى روابط نسبة دوستانه يا نزديكى با مسلمانان بودند . به همين سبب است كه خداوند در قرآن كريم دربارهء مسيحيان عرب كه با مسلمانان دوستى مىورزيدند چنين فرموده است : « كينه‌توزترين مردم را نسبت به كسانى كه ايمان آورده‌اند يهوديان و مشركان خواهى يافت و نزديكترين آنان از لحاظ دوستى با مؤمنان را كسانى كه گفتند ما مسيحى هستيم . اين بدان سبب است كه آنان كشيشان و راهبانى دارند و تكبر نمىورزند » « 21 » . اين از ويژگيهاى عمومى مسيحيان و از جمله در مسيحيان نجران بود كه آنان را به گرايش به پيامبر ( ص ) وادار مىساخت . امّا علاوه بر اين دليل خاص ديگرى نيز در اينجا وجود دارد كه آنان را به حركت واداشت و آن نامه‌اى است كه رسول خدا ( ص ) به آنان نوشت و در آن نامه ايشان را به انتخاب يكى از اين سه راه دعوت كرد : يا اسلام بياورند ، يا جزيه بدهند و يا آمادهء جنگ شوند .
هامش
( 21 ) - مائده / 82 .