يمنى صلح جو نزديك شد ، هر چند همهء آنان اسلام نياورده بودند ، امّا همه به استقبال بيرون آمدند و على ( ع ) نيز با آنان به جنگ نپرداخت و حتّى آنان را با سخنان خود به اسلام دعوت نكرد ، بلكه آنان را با پيام رسول خدا ( ص ) به اين دين فرا خواند . او با نزديك شدن به آن مردم همراهان خود را در يك صف منظّم آرايش داد و آنگاه خود پيشاپيش آنان قرار گرفت و نامهء رسول خدا ( ص ) رابر آنان خواند و پس از قرائت نامه همه آنان اسلام آوردند .
آنچه گذشت روايت صحيح بخارى است . امّا در كنار اين روايت و در ماجراهاى هيأتهاى عرب سخنى آمده كه صحّت آن ثابت نشده است و آن سخن اين است كه پيامبر اكرم ( ص ) همدان را به جنگ با ثقيف مأمور ساخت . چنين چيزى خود به خود يك مسألهء نامعقول به نظر مىرسد ، زيرا ثقيف در طايف زندگى مىكردند و همذان در يمن و علاوه بر اين پيش از اين ثقيف هيأتى را به مدينه فرستاد و در پى آن اسلام آورده و حتّى بت آنان لات نيز در هم شكسته شده بود .
اصولا اين حقيقت را بايد پذيرفت كه تاريخ به حضور رسيدن هيأتها و ديدار آنها با رسول خدا ( ص ) تا كنون با دقّت تدوين نشده است .
هيأت دوس
713 - هيأت خاندان دوس نه در سال نهم كه به سال هيأتها يا عام الوفود شهرت يافته ، بلكه قبل از آن و در زمانى كه رسول خدا ( ص ) در غزوهء خيبر به سر مىبرد ، به رياست طفيل بن عمرو دوسى به حضور ايشان رسيد . طفيل در زمانى كه هنوز پيامبر ( ص ) به مدينه هجرت نكرده بود اسلام آورد و آن حضرت او را از جانب خود در ميان خاندان دوس مأمور كرد تا آنان را به اسلام فرا خواند . پس از نخستين ملاقات او با رسول اكرم ( ص ) كسى از آن خاندان به حضور ايشان نرسيد مگر زمانى كه در سال هفتم هجرت و آنگاه كه آن حضرت در خيبر بود به ديدار ايشان آمدند و ايشان نيز آن گروه را كه در غزوهء خيبر حضور داشتند به دليل همين حضور و شركت در غنايم آن