تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
گفتند : « آرى ، اى رسول خدا ( ص ) ما اگر بر كسانى كه با ما مىجنگيدند چيره مىشديم بدين سبب بود كه متحّد بوديم و هرگز متفرّق نمىشديم و از روى ستمكارى جنگ عليه هيچ كس آغاز نمىكرديم » [ و رسول خدا ( ص ) نيز فرمود : « راست گفتيد » . ] هدف رسول اكرم ( ص ) از طرح چنين پرسشهايى از آنان اين بود كه آنها را به سخن وادارد تا از خويهاى شايستهء خود كه خويهاى اسلامى بود سخن بگويند ، زيرا او چنين خويى را كه آنان داشتند و متّحد بودند و در عين حال قصد ستم و تعرّض به ديگران را در سر نمىپروراندند و جنگ طلب نبودند دوست داشت و مايل بود كه آنان همچنان به اين خوى شايسته پايبند بمانند . پس از اين ملاقات ، رسول خدا ( ص ) قيس بن حصين را از جانب خود به فرماندهى و پيشوايى آنان گماشت و آنان پس از اقامتى چند ماهه در مدينه كه در اين مدّت به شناخت دين و حفظ بخشهايى از قرآن كريم مشغول بودند به سوى خاندان خود بازگشتند . نكتهء قابل توجّه در اين جريان و در ساير جريانات مشابه آن است كه وقتى رسول خدا ( ص ) با پاسخ مثبت هيأتى مواجه مىشد و اسلام در ميان خاندان آنان گسترش مىيافت يك نفر از خود آنها را به رياست آنان مىگماشت تا از طريق او از يك سو ارتباط خود با پيامبر ( ص ) را حفظ كنند و از سوى ديگر همه در زير حكومت و ولايت اسلام قرار داشته باشند ، ولايت و حكومتى كه مردم را به جمع شدن در زير پرچم خود و پرهيز از اختلاف تخاصم فرا مىخواند .

هيأت همدان

712 - در پى بازگشت رسول خدا ( ص ) از تبوك هيأتى از همدان ، خاندانى كه بىهيچ ترديدى اسلام آورده بودند به حضور ايشان رسيد . كسانى چون مالك بن نمط در اين هيأت به چشم مىخوردند .