تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
باز مىدارم : از ربا و از خيثم ، نقير و مزمت ( كه نام سه نوع مشروب است كه با توجّه به اختلاف جنس آنها در نام با همديگر اختلاف دارند » . يكى از افراد هيأت عبد القيس مردى مسيحى به نام جارود بن بشر بن معلى بود كه پس از ملاقات اين هيأت با رسول خدا ( ص ) آن حضرت با او سخن گفت ، او را به اسلام دعوت كرد ، اسلام را بر او عرضه كرد و به تشويق او به اسلام آوردن پرداخت . او در پاسخ گفت : « اى محمّد من بر دين خويش استوار بوده‌ام . اينك آيا اگر دين خويش را رها كنم و دين تو را بپذيرم ، آيا همان دين مرا [ و ثواب آن را ] براى من ضمانت مىكنى ؟ » رسول خدا ( ص ) در پاسخ او فرمود : « من براى تو ضمانت مىكنم كه خداوند تو را به آيينى بهتر از آنچه اكنون دارى هدايت كند » . بدين ترتيب جارود مسلمان شد و همهء همراهانش نيز از او پيروى كردند . آنگاه او به ميان خاندان خود بازگشت و تا پايان حيات خود مردى ديندار و پايبند بود . حتّى پس از آن كه در پى وفات رسول خدا ( ص ) حركتهاى ارتداد در گوشه و كنار خودنمايى كرد و تنى چند از خاندان او نيز مرتد شدند وى در ميان آنان فرياد شهادتين بلند كرد و آنان را به توبه و بازگشت به اسلام فرا خوانده ، گفت : « اى مردم ، من گواهى مىدهم كه خدايى جز اللّه نيست و محمّد ( ص ) رسول خداست و هر كسى را كه چنين گواهى ندهد كافر مىدانم » . آرى ، اين گونه بود كه هيأتهاى مختلف به حضور رسول خدا ( ص ) مىرسيدند و تنها در حالى از او جدا مىشدند كه نور اسلام در دلهاى آنان جاى گرفته و احكام دين را فرا گرفته بودند و بدين سان به ميان اقوام خود باز مىگشتند تا آنچه را فرا گرفته‌اند به آنان بياموزند . به عبارتى ديگر اين هيأتها مصداقى از اين فرمودهء خداوند بود كه « چرا از هر جمعيّتى از آن مردم گروهى كوچ نمىكنند تا در دين آگاهى كسب كنند و چون به سوى خاندان خويش برگردند آنان را بيم دهند شايد كه آنان هشيارى و مراقبت گزينند » « 11 » .
هامش
( 11 ) - توبه / 122 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 472 | حسين صابري / محمد أبو زهرة