تحت حاكميّت آن حضرت بود از ايشان درخواست كرد و پيامبر ( ص ) در پاسخ او فرمود : « اگر همين شاخهاى را كه در دست دارم از من بخواهى آن را به تو نخواهم داد » .
از آنجا كه بد تنها از ميان بدان برمىخيزد ، اين خاندان مسيلمه بودند كه او را براى اتّخاذ چنين مواضعى تشويق و ترغيب كرده بودند و به همين سبب رسول خدا ( ص ) خطاب به نمايندگان اين قوم فرمود : « او بدترين شما نيست » .
گفتنى است كه قبل از آمدن اين هيأت به مدينه مسيلمه خود نامهاى بدين شرح براى رسول اكرم ( ص ) نوشته بود :
« از مسيلمه رسول خدا به محمّد رسول خدا « بارى ، من در اين كار با تو شريكم و نيمى از حاكميّت از آن من و نيمهء ديگر از قريش است ، هر چند قريش خاندانى نيستند كه عدالت بورزند » « 13 » .
فرستادگان مسيلمه اين نامه را نزد رسول خدا ( ص ) آورده بودند و آن حضرت چنين براى او پاسخ نوشته بود :
« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم از محمّد رسول خدا ( ص ) به مسيلمه سلام بر هر كس كه از هدايت پيروى كند . بارى زمين از آن خداوند است و او آن را به هر كه از بندگان خويش كه بخواهد خواهد داد و عاقبت و فرجام از آن پرهيزكاران است » 14 .
حتّى زمانى كه دو فرستادهء بنى حنيفه كه به روايتى همين نامه را آورده بودند به حضور رسول اكرم ( ص ) رسيدند آن حضرت به آنان فرموده بود : « گواهى مىدهيد كه من رسول خدايم » . امّا آن دو در پاسخ گفته بودند : « ما گواهى مىدهيم كه مسيلمه رسول خداست » و در اين هنگام آن حضرت فرموده بود : « اگر كسى بودم كه
هامش
13 و 14 - البداية و النهاية ، ج 5 ، ص 51 .