تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
از اين قرار بود كه رسول خدا ( ص ) اطّلاع يافت گروهى از مردم حبشه در سواحل جده ديده شده‌اند . ظاهرا روشن بود كه اين گروه قصد هجوم عليه مسلمانان را داشتند و به همين سبب پيامبر ( ص ) گروهى را به رويارويى آنان فرستاد و اين گروه به سراغ ايشان رفتند و [ آنها را تار و مار كردند و ] آنها از بيم اين گروه راه دريا را در پيش گرفتند و به جزيره‌اى در آن نواحى پناهنده شدند . تعدادى از افراد همين گروه براى بازگشت عجله داشتند كه فرماندهشان به آنان اجازه بازگشت داد و يكى از همان جماعت را به رهبرى سايرين گماشت . او نيز در راه برگشتن به مدينه قصد شوخى با همراهان خود كرد و آتشى برافروخت و از آنان خواست به داخل آتش بروند . هنگامى كه يكى از افراد او قصد اجراى فرمانش را كرد او را از اين كار بازداشت و گفت : « من تنها قصد شوخى و خنده داشته‌ام » . بىترديد اين گونه به بازى گرفتن سربازان كار درستى نبود و به همين سبب هنگامى كه به مدينه بازگشتند و رسول خدا ( ص ) را از اين ماجرا آگاه ساختند فرمود : « هر كس شما را به معصيتى فرمان دهد از او اطاعت نكنيد » . از نظر ما اگر اين حديث در صحيحين به نقل از على بن ابى طالب ( ع ) نيامده بود تقريبا آن را باور نمىداشتيم . امّا در اين دو جامع حديثى به نقل از على ( ع ) آمده است كه فرمود : رسول خدا ( ص ) سريّه‌اى را به مأموريت فرستاد و يكى از انصار را به فرماندهى اين گروه گماشت و آنگاه از افراد آن گروه خواست تا از فرمانده خود اطاعت كنند و در فرمان او باشند . اين فرمانده [ در ميان راه ] به افراد گروه خود گفت : « برايم قدرى هيزم گرد آوريد » . آن هيزم را گرد آوردند و آنگاه او گفت : « آتشى برافروزيد » . سپس ادامه داد : « آيا رسول خدا ( ص ) شما را فرمان نداده است كه از من اطاعت كنيد ؟ اينك [ من مىگويم ] به درون آتش برويد » . در پى گفته‌هاى او برخى از افراد اين گروه به برخى ديگر نگريستند و گفتند : « ما از آتش خداوند به [ طاعت ] رسول خدا ( ص ) گريخته‌ايم » .