مىشد بدان پشت مىكردند .
رسول خدا ( ص ) پس از اين گروه سعد بن زيد اسهلى را به منظور انهدام بت منات در قديد كه بت اوس ، خزرج ، غسّان و ديگر قبايل ساكن در مناطق مجاور شام يا بر كنارههاى راه شام بود روانه كرد .
سعد در رأس بيست نفر سوار بدين مأموريّت روانه شد و به محلّ بت منات رسيد و در آنجا با نگهبان آن بت برخورد كرد . آن مرد از او پرسيد : « چه مىخواهى ؟ » او پاسخ داد : « از ميان بردن منات » . آن مرد به گونهاى تهديد آميز به سعد گفت : « اين تو و اين او » . پس سعد به سوى بت رفت و در اين هنگام زنى سياه چهره و موى پريشان در حالى كه ناله و فرياد داشت و بر سينهء خود مىزد بيرون آمد و سعد شمشير خويش را بر او فرود آورد و او را به قتل رساند و پس از آن به سراغ بت رفت و آن را در هم شكست .
گفتنى است كه مسلمانان پس از در هم شكستن اين بت در صندوق نذورات آن چيزى نيافتند .
اين عزم استوار محمّد ( ص ) است كه با آن همه بتها و سنگهايى را كه آن مردم مىپرستيدند و توان رساندن هيچ سود يا زيانى را به آنان نداشت در هم شكست و همان كارى را كه ابراهيم انجام داده بود انجام داد و همهء بتان را در هم شكست و حتّى - بر خلاف آنچه ابراهيم كرده بود - بزرگ اين بتها را نيز بر جاى نگذاشت زيرا در مقابل تبر محمّد ( ص ) هيچ « بزرگى » نمىماند و بدين سان آن رسول گرامى ( ص ) پس از محو توهّماتى كه در مورد بتان اعراب در ميان گرفته بود همه آنها را در هم شكست و اين گونه بود كه سلطهء بتها در سرزمين عرب از ميان رخت بر بست و مردم نيز خود مشاهده كردند كه چگونه اين بتان كه ايشان به پرستش آنها مىپرداختند نمىتواند بت شكن را از خود برانند و از خويش دفاع كنند و دريافتند كه اين بتها حتّى مالك هيچ سود و زيان و اختيار و ارادهاى براى خود نيز نيستند . از اين زمان بود كه شيطان از اين كه ديگر در سرزمين عرب مورد پرستش قرار گيرد
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: حسين صابري
ص٣٠٦