تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
596 - اين روايت واقدى از زبان خالد بن وليد در مورد نحوهء اسلام آوردن اوست كه آن را بتفصيل ذكر كرديم ، زيرا بيانگر روحيّات و تصويرى از انديشه‌هاى خالد و حاكى از عواملى است كه او را از نظر روانى به سوى اسلام سوق داد و پاسخى است به اين سؤال كه آيا آن عامل يا عوامل ، اعتقادى جزمى بود كه از جان او مايه مىگرفت يا نوعى مصلحت جويى بود . به عقيدهء ما هيچ مانعى وجود ندارد كه بگوييم انگيزهء وى در ابتدا مصلحت بوده و سپس ايمان به جان او راه يافته و در پى آن از مؤمنان راستين و سپس از جنگجويان در راه اسلام - و اگر اين تعبير درست باشد ، از مجاهدان شده است . خالد بن وليد از مشركانى بود كه به علّت خشم و ناخشنودى از اسلام و مسلمانان هنگامى كه رسول خدا ( ص ) براى عمرة القضاء وارد مكّه شد از اين شهر بيرون رفته بودند و اين خود از نفرت شديد او از اسلام و مسلمين حكايت داشت . امّا او پس از چنين وضعى چنين مىخواست كه در رديف مسلمانان قرار گيرد . او همانند عمر بن خطّاب نبود كه در ابتدا دشمن سرسخت اسلام بود ، امّا پس از چندى دلش نرم شد و خداوند نور ايمان را به دل او افكند و مايهء قدرتى براى اسلام و مرزى ميان دو دورهء ضعف و اختفا بودن و قدرت و آشكار كردن رسالت شد ، آن هم در وقتى كه زبانها از گفتن حق و دلها نيز از ايمان آوردن دريغ داشت . او چون حمزه شير خدا نيز نبود كه هرگز در مقابل اسلام نايستاد و در همان آغاز به خاطر محبّت نسبت به برادر زادهء خود ايمان آورد و نه قهرمان جنگ بلكه قهرمان جهاد شد . گاه مىشود قهرمان جنگ مجاهد نباشد و يا قهرمان جهاد سابقهء تدبيرى در جنگ نداشته باشد ، آن سان كه بلال و عمّار و ديگر مؤمنان پيشگامى كه نخستين بناى اسلام را تشكيل مىدادند و اسلام به كمك همان آزارها و گرفتاريهايى كه آنان تحمّل كردند پا گرفت از اين مجاهدان بودند . خالد در اسلام آوردن خود هيچ يك از اينان و يا همانند هيچ يك از اينان نبود ، بلكه او قبل از هر چيز در اين انديشيد و به محاسبه پرداخت كه آيا باقى ماندن